شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٣٨ - استحباب زيارت(قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى خدا عليهم السلام)
ابودرداء مىگويد: بلال پيامبر صلى الله عليه و آله را در خواب ديد كه به او مىگويد: اين چه جفايى است اى بلال آيا وقت آن نرسيده كه مرا زيارت كنى؟ بلال از خواب بيدار شد، در حالى كه محزون و غمگين بود پس مركب خود را سوار شد و آهنگ مدينه كرد و به قبر پيامبر آمد، آنجا گريه مىكرد و صورت خود را با خاك قبر، خاك مالى مىنمود[١].
با توجه به اين روايات كه به عنوان نمونه نقل شد، به خوبى روشن مىشود كه سفر به آهنگ زيارت قبور در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و صحابه يك سنت جارى بوده و كسىدر مشروعيت آن ترديد نداشته است و از آن زمان به بعد هم سيره مسلمين از هر فرقه و مذهبى بر آن جارى بوده و مسلمانان براى زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى خدا از اطراف و اكناف بلاد اسلامى مسافرت مىكردند.
زيارت بزرگان دين، نوعى ترويج از دين و مقامات معنوى است، و توجه مردم به مدفن بزرگان، اين فكر را تقويت مىكند كه معنويت آنان مايه اين گرايشها است، و گرنه صاحبان قدرت و مكنت ولى فاقد معنويت، زير خاك خفتهاند و كسى به آنها توجهى ندارد.
[١]. عن أبي الدرداء:« إنّ بلالًا رأى في منامه النبيّ صلى الله عليه و آله وهو يقول له: ما هذه الجفوة يا بلال؟ أما آن لك أن تزورني يا بلال؟ فانتبه حزيناً وجلًا خائفاً فركب راحلته و قصد المدينة فأتى قبر النبيّ فجعل يبكي عنده ويمرّغ وجهه عليه و ...».( تاريخ مدينة دمشق، ج ٧، ص ١٣٧؛ اسد الغابة، ج ١، ص ٢٠٨؛ سير اعلام النبلاء، ج ١، ص ٣٥٨؛ تاريخ الاسلام، ج ١٧، ص ٦٧؛ اعانة الطالبين، ج ١، ص ٢٦٧؛ نيل الاوطار، ج ٥، ص ١٨٠)