شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٤٦ - استحباب زيارت(قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و اولياى خدا عليهم السلام)
بأبي أنت وامّي رددت عشاءك ولم أرَ فيه موضع يدك؟
فقال: إنّي وجدت فيه ريح هذه الشجرة، وأنا رجل اناجي فأمّا أنتم فكلوه ...؛[١]
ابو ايوب انصارى مىگويد: بعد از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه و نزول حضرت به منزل ما، براى ايشان صلى الله عليه و آله شام مىبردم، وقتى براى جمع آورى سفره بر مىگشتم، نگاه مىكردم در سفره چيزى از غذاى رسول خدا صلى الله عليه و آله مانده تا بخوريم و به واسطه وجود گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله به ما خير برسد، تا اينكه شبى براى حضرت طعامى از سير و پياز آوردم، وقتى دوباره برگشتم ديدم حضرت دست به غذا نزدهاند، با غصه و اندوه گفتم: يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله پدر و مادرم فدايتان چرا غذا ميل نكرديد؟ حضرت فرمود:
من مرد مناجات هستم و نخواستم با دهانى كه بوى سير و پياز مىدهد به عبادت پروردگارم بايستم، اما شما از اين غذا بخوريد».
٢. «
عن أنس: أنّ النبي صلى الله عليه و آله دخل على امّ سليم بيتها وفي البيت قربة معلّقة فيها ماء، فتناولها فشرب من فيها وهو قائم، فأخذتها امّ سليم فقطعت فمها فأمسكته عندها؛[٢]
انس گويد: پيغمبر صلى الله عليه و آله وارد خانه ام سليم شد و از مشكى كه در آنجا آويزان بود اندكى آب آشاميد در حالى كه ايستاده بود، سپس ام سليم دهنه مشك را بريد و براى خود پنهان كرد از باب تبرك و
[١]. البداية والنهايه، ص ٢٠١، ح ٣، سيره ابن هشام، ص ١٤٤، ح ٢؛ دلائل النبوة البيهقى، ص ٥١٠، ح ٢.
[٢]. مسند احمد، ص ٥٢٠، ح ٧، ح ٢٦٥٧٤؛ الطبقات، ٣١٣/ ٨.