شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٢٣٢ - پوشيدن لباس سياه در ايام حزن بر اهل بيت عليهم السلام
الْجَهالَةِ وحِيْرَةِ الضَّلالَةِ
؛ يعنى جان خود را در راه تو فدا نمود تا بندگانت را تا از جهالت نجات دهد».
امام در حركت خود فرمود: «
خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمِ مَخَطَّ الْقَلادَةِ عَلى جِيدِ الْفَتاةِ
؛ پايان اين حركت مرگ است و مرگ همانند گردنبند است بر گردن دختران».
و فرمودند: من رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم كه فرمود: «
يا حُسَيْنُ إنَّ اللهَ شاءَ أنْ يَراكَ قَتِيلًا وإِنَّ اللهَ شاءَ أنْ يَراهُنَّ سَبايا
؛ يا حسين خدا اراده كرده است كه تو را كشته ببيند و اراده كرده است فرزندانت را اسير ببيند».
و در راه عراق فرمودند: «
كَانّي بِأوْصالي تَقْطَعُها عُسْلانُ الفَلَواتِ بَيْنَ نَواوِيسَ وَكَرْبَلاء
؛ دارم مىبينم كه گرگهاى بيابان بدن مرا بين كربلا و نواويس[١] تكه تكه مىكنند».
امام حسين عليه السلام از زندگى با ستمكاران خسته شده و خطاب به يارانش در كربلا مىفرمايد: «
انّى لا أرى المُوْتَ إِلّا بِالسَّعادَةِ وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمِينَ الّا بَرَما
؛ مرگ براى من خوشبختى است و زندگى با ستمكاران را جز فرومايگى و خوارى نمىبينم».
و در جمع ستمكاران كلماتى را مىفرمودند كه معناى آن در قالب شعر اينگونه است: «
انْ كانَ دِينُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله لَمْ يَسْتَقِمْ إِلّا بِقَتْلِى يا سُيُوفُ
[١]. منطقهاى نزديك كربلا و محل قبر فعلى حر بن يزيد رياحى رحمه الله.