شعائر حسينى - تبريزى، جعفر - الصفحة ٢٣٨ - پوشيدن لباس سياه در ايام حزن بر اهل بيت عليهم السلام
كردند كه در سينهى دخترى جلوه مىكند.
«الحمد للَّه، وما شاء اللَّه، ولا حول و لا قوة إلّاباللَّه، وصلّى اللَّه على رسوله وسلم خُطّ الموتُ على وُلد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة، وما أولهني إلى أسلافي اشتياقُ يعقوب إلى يوسف، وخيّر لي مصرعُ أنا لاقيه. كأنّي بأوصالي تُقطّعها عُسلان الفلوات بين النواويس وكربلاء، فيملأن منّي أكراشاً جُوفاً، وأجربة سُغباً، لا محيص عن يوم خُطّ بالقلم، رضى اللَّه رضانا أهل البيت، نصبر على بلائه، ويوفينا أجور الصّابرين، لن تشذّ عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله لحمته، بل هي مجموعة له في حضيرة القُدس، تقرّ بهم عينُه، ويُنجز لهم وعده.
مَن كان فينا باذلًا مهجته، وموطّناً على لقاء اللَّه نفسه، فليرحل معنا، فإنّي راحلٌ مصبحاً إن شاء اللَّه تعالى؛[١]
حمد و سپاس خداى را كه هرچه بخواهد همان است، و هرچه قدرت و توانايى است از اوست. و سلام و درود خدا بر رسولش باد.
آن گونه كه گردنبند بر گردن دختران جوان خط مىاندازد، مرگ نيز بر گردن فرزندان آدم حلقه بسته است. (كنايه از اينكه زيبايى فرزندان آدم به مرگ است، همچون زيبايى گلوبند بر گردن دوشيزگان، و از مرگ فرارى نيست) واله و شيداى ديدار پدران و نياكانم هستم، همانند اشتياق يعقوب به
[١]. العوالم، الامام الحسين عليه السلام، ص ٢١٦؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٨٦؛ شرح الاخبار، ج ٣، ص ١٤٦.