مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣ - دو حديث ديگر
ارتدوكس بوده است.
اسماعيل مظهر كه كتاب اصل الانواع داروين را بعربى ترجمه كرده است در ص ٢٦ ان، نامه داروين را كه در سال ١٨٧٣ (نه سال قبل از وفاتش) به بعضى اذ آشنايان المانى خود نوشته است نقل ميكند كه او گفته است: بر عقل رشيد محال است كه شك و شبهاى به او خطور كند كه اين جهان بزرگ با تمام نشانه هاى كامل و نفوس ناطقه متفكر از تصادف كور صادر شده باشد زيرا كورى آورنده و آفريننده نظام نخواهد بود و از ان حكمت بيرون نيايد و اين موضوع بزرگترين برهان بر وجود خداوند نزد من است. او مىنويسد:
بلى در اول ورود من در بحث و جستجو، شكهائى بر من ظاهر شد، در دلم رسيد (اگر همه كائنات بخدا مىرسد و او اولين علت است) پس علت اولى از كجا آمد؟ و ايا براى ان اول و آخرى است ولى ديرى نپائيدم كه متوجه شدم عين همين شك و سؤال در جهان مادى محسوس نيز براى انسان پيدا مىشود (ولو بخدا معتقد نباشد) ماده قديمى از كجا آمده و ايا براى ان اولى است يا ازلى ميباشد و اگر ازلى باشد پس ان حدودى كه فكر انسانى در انها توقف ميكند و بجائى نمىرسد از كجا آمده؟
اگر داروين در فلسفه الهى معلوماتى ميداشت بهتر مىتوانست شكوك ابتدائى خود را جواب بدهد زيرا ممكن الوجود محتاج به علت است و اغاز و انجام درباره او متصور است ولى واجب الوجود چنين نيست وجود او عين ذات و حقيقت اوست. و اين بحث را ما در كتابهاى ديگر خود توضيح دادهايم