مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩ - دو حديث ديگر
و ميشود گفت كه علت اولى دين و نبوتها همان تكامل معنوى و روحانى انسانها است كه در پناه ايمان و عبادات و اخلاق فاضله و اطاعت حق، تحقق مىيابد ولى چون انسان بعلاوه روح جسم مادى هم دارد و از نظر شرائط روانى و فيزيكى بايد زندگانى اجتماعى هم داشته باشد كه بدون عدالت اجتماعى ميسر نيست لذا مىشود انرا نيز جزء علت دانست و يا اگر در بيان خود توسعه دهيم انرا علت ثانوى بگوئيم.
در سوره حديد آيه ٥٧ چنين ارشاد شده است: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ما فرستادگان خود را با بينات (دلائل اشكار) فرستاديم و با انان كتاب و ميزان را نازل كرديم تا مردم بقسط (عدالت) بايستند و استوار گردند.
در پايان اين بحث مناسب است بيكى از دلايل ضرورى بودن دين در زندگى انسانها نيز اشاره كنيم كه زندگانى انسانى اجتماعى است و زندگانى اجتماعى بدون عدالت اجتماعى ممكن نيست و عدالت اجتماعى بدون قانون اسمانى امكانپذير نيست و تنها ايمان بخدا و روز قيامت ضامن اجرائى آنست. و تحولات سياسى و اجتماعى قرن بيستم كه ما در پايان ان قرار داريم و علم و صنعت تا حدى پيش رفته است و بظاهر صحبت جهان متمدن از نظم نوين جهانى است، استحكام اين دليل را بيشتر اشكار ساخت، بلى عدالت اجتماعى پس از وضع قوانين است، و انسانها اولا بخاطر غرايز خود توانائى وضع قانون عادلانه را براى جميع بشر در روى كره زمين كه فعلا بمنزله يك كشور در آمده است ندارند و ثانيا دليلى بر ضمانت اجرائى ان ديده نمىشود