مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٦ - ٦ - تقيه براى اتحاد و دوستى
أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ.
و اينهم تعدادى از دلائل و قراينيكه براى اينكه همه روايات صحاح معتبر نيست بلكه پارهاى از انها معتبر و پارهاى غير معتبر است ذكر شده است، البته ما اين دلايل و قراين را توسط كتاب (اضواء على السنته المحمدية) تاليف دانشمند مصرى محمود ابوريه نقل ميكنيم و هر كسى كه خواهان تفصيل بيشتر و يا مدارك اين دلايل باشد به ان كتاب مراجعه كند كه مطالعه ان در اين موضوع بسيار مفيد است بهرحال ذكر اين دلايل مربوط به نظر من نيست من فقط انها را براى شما نقل ميكنم و قضاوت درباره صحت و سقم انها مربوط بخود شما است و الله ولى التوفيق:
١- فاصله زياد از زمان صدور احاديث از زبان مبارك حضرت پيغمبر (ص) تا زمان تدوين انها در صحاح سته و غير انها در قرن سوم هجرى كه طبعا موجب كمى و زيادتى جملات در احاديث مىشود چه سهوا و چه عمدا.
٢- جواز نقل حديث بمعنى و عدم تقيد بنقل الفاظ كه بدينترتيب اجتهاد راويان در احاديث تاثير ميگذارد، زيرا راوى به اعتقاد خود بين الفاظ حديث و الفاظ ديگر تفاوتى نمىبيند و حديث را به الفاظ ديگر نقل ميكند در حاليكه در نظر يك مجتهد معانى ان دو دسته الفاظ بسيار تغيير ميكند.
٣- منع از نوشتن حديث كه كسى اقدام به نوشتن انها نكرد و احاديث فقط در حافظه راويان بود كه طبعا تغيير پيدا ميكند.
٤- احاديث متعارض كه زياد هم است و دو نمونه ان گذشت و همه ميدانند كه در فرض تعارض يك طرف ان قطعا دروغ است چون نبى معصوم حكيم