مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٩ - ٦ - تقيه براى اتحاد و دوستى
نقل ميكند كه يزيد دندانهاى ثناياى امام حسين را با چوب دست مىزد و مى سرود:
|
يا غراب البين ماشئت فقل |
انما تندب امرا قد حصل |
|
|
ان اشيا خى ببدرلورأو |
مصرع الخزرج من وقع الائل |
|
|
لاهلوا و استهلوا فرحا |
ثم قالوا يا يزيد لاتشل |
|
|
قتلت فتياننا ساداتهم |
و قتلنا فارس القوم البطل |
|
|
لعبت هاشم بالملك فما |
مسلك جاء و لا وحى نزل |
|
اين اشعار مىرساند كه يزيد بفكر انتقام از كشتهگان خود در غزوه بدر است كه بدست على كشته شدند و هيچ شعاعى از ايمان در قلب او داخل نشده بلكه در شعر اخير صريحا منكر وحى و رسالت ميشود و حضرت پيامبر را بعنوان بازىكننده با پادشاهى معرفى ميكند.
٨- همين اقاى شبراوى از صالح پسر امام احمد بن حنبل نقل ميكند كه به پدرم گفتم ايا يزيد را لعنت ميكنى گفت پسر جان چگونه لعنت نكنم كسى را كه خداوند در سه آيه از قرآن مجيد لعنت كرده است در سوره رعد و سوره قتال و سوره احزاب.