مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٧ - ب موانع اتحاد
بخداوند نيز؟ از نظر فلسفه در مثالهاى فوق و صدها نظاير انها يك حادثه از خود يك علت ندارد تا استنادش بغير ان باطل باشد بلكه چند علت دارد، مثلا در مثال اول اتش علت قريب سوزانيدن است و شما علت بعيد ان بوديد كه انرا در اتش انداختيد و هكذا ابر و حكومت و دوا خوردن مريض در سه مثال ديگر علت قريب و باد و مردم و مهارت داكتر علت بعيد است استناد معلول همانطور كه به علت قريب صحيح است به علت و يا بعلل بعيد ان نيز درست مىباشد.
ايمان بخدا از جهالت نبوده بلكه ماديين خود جاهلاند و يا تجاهل ميكنند كه بصحت استناد معلول بدو يا چند علت نزديك و دور متوجه نمى شود يا به ان اقرار نمىكنند.
توسعه علوم تجربى قدرت و علم و حكمت خداوند را بهتر نمايان ساخته است و جاى ايمان را مستحكمتر نموده است. باز هم درباره سوال شما توضيح ميدهم كه علل و عوامل بر دو گونهاند: طولى و عرضى، طولى علل بعيده، عرضى علل قريبه را ميگويند يك حادثه ممكن يكصد علت داشته باشد كه فهميديد استناد و انتساب ان بهر كدام از علل ان صحيح است علل عرضى كه يك حادثه در يك مرتبه چند علت داشته باشد از نظر عقل محال است و نميشود كه يك پديده و معلول چند علت قريب و عرضى با همديگر داشته باشد بلى ميشود يك معلول يك علت چند جزئى داشته باشد مثل اينكه يك آدم را چندين آدم بكشند و مجموع چند نفر، قاتل باشند و هر كدام از انان جزء علت قتل محسوب ميشود ولى بودن چند علت قريب مستقل براى يك