مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٠ - اشتباه بزرگ وهابيها
(سوم): در اينكه مراد از دوازده تن خليفه كيست احتمالاتى داده شده است كه نگارنده روى جهاتى از نقل ان احتمالات و بيان ضعف انها خوددارى ميكند و تنها بذكر يك حديث مرفوع اكتفا ميكند.
از كنز العمال (ص ٦٧ ج ٦) از نعيم بن حماد در كتاب فتنه از عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) چنين نقل ميكند:
تكون على هذه الامة اثنا عشر خليفة: ابوبكر الصديق اصبتم اسمه، عمر الفاروق قرن من حديد اصبتم اسمه، عثمان بن عفان ذوالنورين قتل مظلوما، اوتى كفلين من الرحمة. ملك الارض المقدسة، معاوية و ابنه ثم يكون السفاح و منصور و جابر و الامين و سلام و امير العصيب لا يرى مثله و لا يدرى مثله
در اين روايت اسم يازده نفر ذكر شده است كه مىبينيد.
در اين حديث چند نكه وجود دارد:
اول اينكه حديث مرسل است و مرسل اعتبارى ندارد.
دوم اينكه ازدى دانشمند مشهور ميگويد نعيم بن حماد حديث را از طرف خود وضع ميكرد،
فانه يضع الحديث فى تقوية السنة!!!
بنابر اين حديث او بىاعتبار خواهد بود.
متن روايت نيز دليل بر كذب و جعلى بودن است، كدام عقل باور ميكند كه يزيد پليد از خلفاى انحضرت (ص) باشد و واضع حديث انقدر نادان و با عجله بوده كه على و حسن را فراموش كرده و نام جابر و سلام و امير العصيب را برده كه ممكن در كوه قاف پهلوى سيمرغ!!! باشند چون تاريخ اسلامى وجود انان را در كره زمين نفى ميكند!!! عمر بن عبد العزيز بهتر از سفاح و