مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٠ - چند مطلب
(جواب): در فقه ما چنين اختصاصى اصلا وجود ندارد و هيچ فقيهى چنين تزويجى را منع نكرده است و هر مرد و زن باايمان كفو همديگر است و عقد انان صحيح است، واقعيت اينست كه در جوامع عقبمانده حتى مترقىترين قانونها دچار خرافات ميشود، بلى شكى نيست كه انتساب بحضرت رسولخدا- صلى الله عليه و آله- سبب احترام اخلاقى ميشود نه فضيلت ديگر. در اسلام منشا برترى تنها علم و تقوى است (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ. إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ) ولى علم و تقوى نيز در مسايل حقوقى اثرى ندارد و شخص دانشمند و متقى نبايد امتيازطلب باشد بلكه تواضع او بايد بيشتر باشد.
(س- ٩١): اگر ممكن است براى ما بيان داريد كه چه وقت و به وسيله كى نام اهل سنت و جماعت، و نام شيعه بميان آمده است.
(جواب): درباره نامگذارى اهل سنت اطلاعى ندارم كه چه وقت و توسط چه كسى صورت گرفته است ولى درباره جماعت نوشتهاند كه پس از كنار رفتن امام حسن (نواده حضرت رسول الله- ص) از خلافت و بحكومت رسيدن معاويه در شام و عراق ان سالرا عام الجماعة ناميدند و مردم را اهل جماعة. و اما درباره نامگزارى شيعه احاديثى در كتب اهل سنت وجود دارد كه ميرساند نام شيعه را حضرت خاتمالنبيين (ص) بر پيروان على گذاشته است و اينهم پارهاى از ان حاديث:
١- قوله (ص) لعلى:
انك ستقدم على الله انت و شيعتك راضيين مرضيين.
(نهاية ابن اثير. ج ٣ ص ٢٧٦)