مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٦ - درباره يك آيه شريفه
ولى مسلمانها تا وقتيكه به قرآن و شريعت خود پابند بودند داراى قوت سياسى و نظامى و ترقى علمى بودند و هنگاميكه از دستورات و معالم دينى خود فاصله گرفتند دچار ضعف و ناتوانى همهجانبه شدند و رمز اين موضوع متغاير و متعاكس اينست كه دين مسيح دچار تحريف شده و افكار خرافى افراد نااهل در اناجيل كشيشان وارد شده بود كه تقيد به انها موجب تباهى ماديات و معنويات بود، ولى قرآن مجيد دست نخورده باقى مانده است و جز كلام خدا كه عالم الغيب و الشهاده است هيچ پندار بشرى در ان سرايت نكرده است. من نمىخواهم از روش ملاصاحبان و مدعيان علوم دينى اسلامى بطور مطلق در تاريخ اسلامى طرفدارى كنم كه نقاط ضعف زيادى دارند و قابل دفاع هم نيستند.
|
انچه بگندد نمكش مىزنند |
واى ازان وقت كه بگندد نمك |
|
ولى بطور كلى جدائى سياست از دين و منزوى شدن دين در مساجد و مدارس و مقابر و فرورفتن دربار در شهوتها و هوسها توسط نادانان مغرور خود پرست و اطرافيان متملق و سفاك، بزرگترين عامل پسمانى مسلمانان بحساب مىآيد كه بدبختانه امروز هم ادامه دارد، بلكه ممكن كه وضع اسفناكتر شده است، غالب حكومتهاى فعلى ما واجد صفات زيراند.
١- جاهل و نااهل حتى در امور سياسى تا چه رسد در علوم تجربى و بشرى و معارف اسلامى و موضعگيريهاى دينى.
٢- خاين و خودپرست كه منابع ثروت ملى را بنفع خود و اطرافيان