مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦١ - ٦ - تقيه براى اتحاد و دوستى
ممكنات است ممكناتى كه نه وجود انها ضرورى است و نه عدم انها و در هستى و نيستى خود تابع اسباب خارجى ميباشند ولى واجب اگر محال نباشد حتما تحقق و واقعيت دارد چون امكان خاص در حق او محال و غير معقول است.
١- از كجا كه وجود واجب الوجود محال نباشد ممكن كسى بگويد محال است. جواب او چيست؟
جواب: اولا همه عقلاى بشريت اتفاق دارند كه الوجودى وجود دارد يعنى علة العللى كه مسبوق به نيستى نمىباشد منتهى در مصداق ان واجب الوجود و صفات ان اختلاف بين ماديين و موحدين واقع شده است نه در اصل ان. و روشن است كه عقلاى بشريت بر امر باطلى اتفاق نظر پيدا نمىتوانند.
ثانيا ما در طبيعت و غير ان نيز موجود ضرورى الوجود را قبول و به تحقق ان يقين داريم پس چگونه ممكن است درباره واجب الوجود كسى قبول نكند.
(الف) ضرورت ميعان براى آب و چربى براى روغن و ...
(ب) ضرورت چهار در ضرب و يا جمع دو با دو
(ج) ضرورت حرارت براى اتش.
(د) ضرورت تحيز براى اجسام (احتياج اجسام به مكان و زمان)
(ه) ضرورت زوجيت (جفت بودن) عددهاى ٤، ٦، ٨ و ده مثلا.
منتهى در اين موارد ضرورت يك موجود، براى موجود ديگر است و در مورد بحث، ضرورت وجود موجود براى خودش. و به تعبير علمى ضرورت وجود واجب الوجود بنحو مفاد كان تامه است و ضرورت اشياى فوق بنحو