علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥٧ - جلوههايی از هنر تصویرآفرینی در روایات ائمه اطهار
ـ علي٧ در تابلويي زيبا و خيالانگيز، دانش و حكمت و جايگاه دانشمندان و حكما و عرفا را اينگونه به نمايش ميگذارد:
دانش، نهري و حكمت، دريايي است، دانشمندان در پيرامون نهر ميگردند و حكما در ميان دريا به شناگري و غوّاصي (گوهر معاني) مشغولاند و عرفا در كشتي نجات نشسته و سير ميكنند.[١]
ـ در تابلويي ديگر، شاهد صحنههايي بديع و روح پروريم كه اميرمومنان علي٧ با بهره گيري از قوّه خلّاقه و تخيّل گسترده خويش به خلق آن مبادرت ورزيده است:
جهان باغي است، سياحت آن شريعت است و شريعت، سلطاني است كه فرمانبرداري آن لازم است و فرمانبرداري، سياستي است كه زمامداري بدان قوام ميگيرد و زمامدار، چوپان و نگهباني است كه لشكر، كمكش ميدهند و لشكر ياراني هستند كه مال كفالت امور آنان را عهده دار است.[٢]
ـ در يكي ديگر از روايات بديع آن حضرت، ميتوان نظارهگر اين تصوير شگفت و بيبديل بود:
خداوند متعال در هر لحظه سه لشكر دارد: لشكري كه از صلب پدران به رحم مادران ميريزند و لشكري كه از رحم مادران به زمين وارد ميشود و لشكري كه از دنيا به آخرت كوچ ميكنند.[٣]
ـ در صحنهاي ديگر، امام سجّاد٧ با خلق تصويري بديع و با استفاده از كليد كلماتش دريچه روح آدمي را گشوده و پرنده خيال را در افقي بيكران به پرواز درآورده است:
در بين شب و روز گلستاني وجود دارد كه نيكوكاران (با تهجّد و عبادت خود در شبانه روز) در پرتو انوار آن سياحت ميكنند و پرهيزكاران در باغهاي آن متنعّم ميشوند.[٤]
ـ و در نمونهاي ديگر، امام صادق٧ در تصويري خيالانگيز، انسانهاي خودكامه و مستبد را ـ كه وقعي به آرا و نظريات ديگران نميگذارند ـ همچون فردي به نمايش گذاشته كه بر لب پرتگاهي هول انگيز ايستاده و هر لحظه در معرض لغزش و سقوط در درّهاي مخوف است:
خودكامه و مستبد در رأي خويش، بر لب پرتگاههاي لغزش قرار گرفته است.[٥]
نتیجه
از آنچه گذشت، به وضوح، روشن ميشود که ائمّة هدی: با بهره گیری از شیوه مجسّم ساختن معانی، معارف بلند و ژرفی را در سطح فهم همگان تنزّل بخشیده و با ترسیم دقیق حقایق در تصاویر و
[١]. علي٧: اِنّ من ورائك طالباً حثيثاً من الموت فلا تغفل؛ به راستي از پشت سر تو جوينده سخت گيري چون مرگ به دنبال توست. پس غافل منشين. (شرح غررالحكم، ج١، ص٢٨٨)
[٢]. امام سجاد٧: يا ابن آدم! انّ أجلك أسرع شیيء اليك قد أقبل نحوك حثيثاً يطبلك و يوشك أن يدركك؛ اي فرزند آدم، اجل سريعترين چيزي است كه به شتاب به تو رو ميكند و نزديك است كه تو را دريابد. (الكافي، ج٨، ص٧٢؛ الامالي شيخ صدوق، ص٥٠٣؛ تحف العقول، ص٢٩٤؛ مجموعة الورام، ج٢، ص٤٧؛ بحارالانوار، ج٦، ص٢٢٣)
[٣]. علي٧: الموت بكم نزول تنتضل فيكم مناياه؛ مرگ بر شما فرود ميآيد و نيزههاش را در شما فروميبرد. (الكافي، ج٨، ص١٧٠)
[٤]. علي٧: الساعات تنهب الآجال؛ ساعتها اجلها را به غارت ميبرند. (شرح غررالحكم، ج١، ص١٨٦)
[٥]. امام صادق٧: من أيقظ فتنهً فهو أُكلها؛ هر كه فتنهاي را بيدار سازد، خود طمعه آن ميشود. (بحارالانوار، ج٧٥، ص٢٠٨؛كشف الغمة، ج٢، ص٢٠٧)