علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٣ - قاعده شناخت صحابه پيامبر با محوريت احاديث پيامبرم
و حتي پيامبر، همراهي خودش را با علي٧ به گروه مسلمانان توصيه فرموده و گوشزد نمودند تا حجت بر آنان و همه تمام شود؛ از جمله نقل از ابوبكر است كه پيامبر را ديدم كه در خيمهاي نشسته بود و در خيمه علي و فاطمه و حسن و حسين بودند. رسول خدا٦ فرمود:
يا معشر المسلمين! اني سلم لمن سالم اهل هذه الخيمة و حرب لمن حاربهم و ولي لمن والاهم
و عدو لمن عاداهم لا يحبهم الا سعيد الجد، طيب المولد و لا يبغضهم الّا شقي الجدردي الولادة.[١]
پيامبر، در اين حديث شريف، صلح و جنگ خويش را در گرو صلح و جنگ اهل بيت از جمله علي٧ معرفي ميكند و خطابش به همه مسلمين است و هيچ كس را در اين خطاب عام، استثنا نكرده است و حتي دوست داشتن آنها را دليل بر سعادت و پاكي جسم و روح و دشمن داشتن آنها را دليل بر شقاوت و نا پاكي جسم و روح معرفي ميكند.
١٢. در برخي روايات پيامبر٦، علي٧ را حجت بر امّتش تا روز قيامت معرفي ميكند و كسي را از اين امت استثنا نكرده و اين حجت را تا روز قيامت برقرار دانسته است؛ از جمله انس بن مالك گويد:
نزد پيامبر٦ بودم، علي را مقابلش ديدم، پس فرمود: «أنا و هذا حجة علی امّتي يوم القيامة؛[٢] من و اين علي٧، حجت بر امّتم هستيم تا روز قيامت».
و حتي پيامبر، شك و ترديد در علي٧ را فقط از آن كافران ميداند. عطا گويد از عايشه درباره علي٧ سؤال كردم، عايشه گفت: «او بهترين انسانهاست كه در او شك نميكند، مگر كافر».[٣]
و همچنين پيامبر فرمود:
علي خير البشر فمن امتری فقد كفر.[٤]
و در پارهاي روايات، اين مقام حضرت را بهتر شرح ميدهد كه چرا علي٧، خط مّميز كفر و ايمان است. بنابر فرمايشات پيامبر٦ او رايت هدايت و منارة ايمان و امام اولياست و در قيامت با پيامبر است و بر سر حوض حضور دارد و صاحب لواي پيامبر و همراه او بر كليدهاي خزاين بهشت پروردگار حضور دارد.[٥]
كتابنامه
ـ الاستيعاب في معرفة الاصحاب، ابنعمر قرطبي، بيروت: دارالكتب العلميه، اول، ١٤١٥ق.
ـ اسدالغابة في معرفة الصحابة، عزالدين علي بن اثير، بيروت: دار احياء التراث العربي.
[١]. دلائل الصدق، ج٢، ص٤٦٧.
[٢]. اسد الغابة، ج٤، ص٢٨؛ انساب الاشراف، ج١، ص٣١٨؛ سنن الترمذی، ج٥، ص٢٩٥؛ البدایة والنهایة، ج٣، ص٢٧٧.
[٣]. مجمع الزوائد، ج٩، ص١٢٤.
[٤]. تاریخ دمشق، ج٤٢، ص٣٨٦؛ حلیة الاولیاء، ج١، ص٦٣؛ المناقب خوارزمی، ص٨٥؛ تفسیر العیاشی، ج٢، ص٢٦٢؛ کشف الغمة، ج١، ص١١٤؛ المناقب کوفی، ج١، ص٣٩١.
[٥]. الاستیعاب، ج٢، ص٦٥٧؛ اسدالغابه، ج٥، ص٢٨٧؛ الاصابة، ج٤، ص١٤٩؛ بشارة المصطفی، ص١٥٢؛ المناقب ابن شهرآشوب، ج٣، ص٩١.