علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥٠ - نارسايى روايات حرمت نسيانِ پس از حفظ قرآن
اين حديث بدين گونه نيز نقل شده است:
عُرضَت عليّ الذنوب فلم أر فيها شيئاً أعظم من حامل القرآن و تاركه.[١]
مناقشه دلالي روايات در نگاهي كلّي
تلقّى قوى و كيفرهاى تند يادشده در روايات بالا در باره نسيان پس از حفظ (يا تعلّم) قرآن، در حدّى است كه متناسب يكى از سختترين كباير است. بريدههايى از اين تعابير را مجدّداً مورد بازبينى
قرار دهيم:
«لقي اللهَ يوم القيامةمغلولاً»؛ «يسّلط الله ـ عزّوجلّ ـ عليه بكلّ آيةمنه نسيها حيّةتكون قرينته إلى النار»؛ «لقي اللهUَ أجذم»؛ «عُرِضت عليّ ذنوب اُمّتي، فلم أرَ ذنبا أعظم من».
علاوه بر ضعف سندى اين روايات و تنافى آنها با برخى احاديث صحيح و معتبر، اگر جرم و گناه و حرمت نسيان پس از حفظ تا اين حدّ بود، معقول نبود كه رسول خدا٦ و اهل بيت: اين قدر كماهميت با آن برخورد كنند و يا محدّثان بر نقل و ترويج آن اهتمام نورزند؟! و توده مردم مسلمان در طول تاريخ از آن تلقّى به حرمت نكنند، بلكه بر عكس، فراگيري نسيان پس از حفظ قرآن، مىطلبيد كه به اين امر، هم در احاديث معصومان: و روايات راويان عنايت بيشترى شود و هم در سيره مسلمين مورد اهتمام و عمل قرار گيرد.[٢] اين، خود از روشنترين شواهد عدم تشريع حرمت براى چنين موضوعى است.
بنا بر اين، علاوه بر مناقشه سندى و دلالى ياد شده، عدم تعامل مسلمين با اين مسألة همهگير به عنوان يك حكم حرام، جايى براى فتواى به حكم به حرمت نسيان باقى نمىگذارد.[٣] و اگر كسى از ضعف سندى و مناقشه دلالى چشم پوشد و بر معناى حرمت نسيان پس از حفظ اصرار ورزد، با عنايت به منافات آن با احاديث معتبر دالّ بر عدم حرمت نسيان، و مخالفتش با سيره مسلمين و فتواى قاطبه فقيهان، ناگزير از تأويل آن خواهد بود.[٤]
تطبيق قاعده «كلّما ازداد قوّة ازداد وهنا»: اينجاست كه بر مبناى سيره عقلا در حجّيت خبر، بايد قاعده «كلّما ازداد قوّةازداد وهنا» را ـ كه در باره اخبارِ شاذّ (صحيحِ مورد اعراض) به كار مىرود ـ در
[١].المصنف لابن أبي شيبة، ج٧، ص١٦٣، ح٤؛ تنبيه الغافلين، ص٤٢٤، ح٦٦١ هر دو از الوليد بن عبدالله؛ كنزالعمّال، ج١، ص٦١٧، ح٢٨٤٧؛ جامع الاحاديث، ص١٠٠، در آن «فلم أصب» بدل «فلم أر فيها شيئاً» عن اسماعيل بن موسى بن جعفر، عن آبائه:، عنه٦؛ بحار الأنوار، ج٩٢، ص١٩٠، ح١٤، به نقل از الإمامة والتبصرة.
[٢]. وضوح مسأله در فتوا و سيره به حدّى است، كه مرحوم مجلسى پس از ذكر معناى حرمت نسيان حفظ قرآن ـ به عنوان آخرين و ضعيفترين احتمال ـ آن را حمل بر مبالغه مىنمايد: ... أو لميتعاهده حتّى نسى لفظه و على الأخير يكون للمبالغة. (روضة المتّقين، ج٩ص٣٦٤)
[٣].احتمال دوم نيز خود خلاف ظاهر است؛ وگر نه ما در اينجا امتناع چندانى از حمل حديث بر آن نداريم.
[٤]. مثلاً گفته شود: الف. حديث ناظر به نسيان حكم قرآن پس از فراگيرى آن است كه خود از واجبات مقدّمى طريقى است؛ ب. يا حرمت نسيان پس از حفظ، ناظر است به گونهاى از تعمّد در نسيان و ترك مواظبت و تكرار كه سر از بىاعتنايى به قرآن و مهجور داشتن آن در آورد. قيد «متعمّداً» از عبارت «من تعلّم القرآن ثمّ نسيه متعمّدا...» در روايت صدوق (الأمالي، ص٥١٣؛ ثواب الأعمال، ص٣٣٢) نيز شاهد اين حمل گرفته شود؛ ج. يا حديث ناظر است به نسيان مقدار واجب از فراگيرى قرآن، مانند سوره حمد و يك سوره ديگر باشد، نه نسيان هر مقدارى از آن.