علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٣ - زهد و بهداشت روان
الف) ماهيت دنيا و آخرت
گفتیم که در زهد، صحبت از تغییر رغبت است، نه حذف رغبت. پس باید رغبت داشت؛ اما به چه چیز؟ در روايات اسلامي تصريح شده كه رغبت انسان بايد نسبت به آخرت باشد و بيرغبتياش نسبت به دنيا.[١] اما مسأله مهم اين است كه تحقق اين امر بسته به شناخت دقيق و عميق دنيا و آخرت است. از اين رو، يكي از ضرورتهاي تحقق زهد در دنيا و رغبت به آخرت، يقين و شناخت ماهيت اين دو است؛ تا انسان به ماهيت اين دو پي نبرد، نميتواند نسبت به يكي رغبت و نسبت به ديگري زهد داشته باشد. در حقيقت، زهد در دنيا نشانه آگاهي بوده و رغبت به دنيا نشانه ناآگاهي است. امام صادق٧ ميفرمايد كه در مناجات خدا با حضرت موسي چنين آمده است:
يا موسى! إنَّ عِبادِيَ الصّالِحينَ زَهِدوا فِي الدُّنيا بِقَدرِ عِلمِهِم، و سائِرَ الخَلقِ رَغِبوا فيها بِقَدرِ جَهلِهِم.[٢]
بنا بر اين، دنياشناسي ريشه زهد و بيرغبتي به دنياست. اين، يك اصل اساسي است كه در روايات متعددي مورد تأكيد و تصريح قرار گرفته است.[٣]
همچنين شناخت آخرت سبب رغبت به آن خواهد شد. امام علي٧ در اين باره ميفرمايد:
كيف يزهد في الدنيا من لا يعرف قدر الآخرة.[٤]
اين تأثير، هم شامل زهد در دنيا و هم شامل رغبت به آخرت ميگردد.
پس از اين مباحث، پرسش اساسيتر اين است كه واقعيت دنيا و آخرت چيست و چه بعدي از اين دو، اگر مورد توجه قرار گيرد، موجب تغيير و تنظيم رغبت ميشود؟ آيا مثلاً اين كه دنيا، شب و روز، كوه و صحرا، دشت و دريا، خورشيد و ماه و... دارد، موجب زهد در دنيا ميگردد؟ روشن است كه اين بخش از واقعيتها زهد آفرين نيستند. اين مسأله خود زير مجموعه مسأله ديگري است؛ چه چیزی شایسته رغبت و دلبستگی است؟ و ملاک آن کدام است؟ این یک پرسش مهم و اساسی در زهد است که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار میگیرد. بر اساس روايات، آنچه معيار زهد و رغبت است و آن بخشهايي از واقعيت دنيا و آخرت كه شناخت آنها در زهد تأثير دارد، عبارتاند از:
[١]. امام علي٧: أصلُ الزُّهدِ اليَقينُ، وثَمَرَتُهُ السَّعادَةُ. غرر الحكم، ح٣٠٩٩؛ عيون الحكم والمواعظ، ص١٢١، ح٢٧٤٩.
[٢]. امام علي٧: يُستَدَلُّ عَلَى اليَقينِ بِقَصرِ الأَمَلِ، وإخلاصِ العَمَلِ، وَالزُّهدِ فِي الدُّنيا. (غرر الحكم، ح١٠٩٧٠؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٥٥٥، ح١٠٢٣٤)
[٣]. رسول اللّه٦: إنَّ الله ـ تَبارَكَ و تَعالى ـ خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ، وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ. (معاني الأخبار، ص٣١٣، ح١؛ الخصال، ص٤٢٧، ح٤؛ روضة الواعظين، ص٧؛ بحار الأنوار، ج١، ص١٠٧، ح٣).
[٤]. امام علي٧: ثَمَرَةُ العَقلِ مَقتُ الدُّنيا، و قَمعُ الهَوى. ميوه خِرَد. (غرر الحكم، ح٤٦٥٤؛ عيون الحكم والمواعظ، ص٢٠٨، ح٤١٥٧).