علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥١ - زهد و بهداشت روان
در پاسخ بايد گفت: هر چند زهد به معناي بيرغبتي به دنياست، اما بدان معنا نيست که فرد زاهد به لحاظ روحي و رواني نبايد به هيچ چيز ديگري رغبت داشته باشد. رغبت و ميل از وجود انسان سالم قابل حذف نيست. آنچه در زهد اتفاق ميافتد، «تغيير رغبت» است. بايد نظام رغبت را تغيير داد تا انسان در خوشايند زندگي دچار بدمستي و در ناخوشايند آن، دچار حسرت و افسوس نگردد. در يك نگاه كلان، موضوع رغبت، يا دنياست و يا آخرت. اگر انسان نسبت به هر يك رغبت پيدا كند، نسبت به ديگري، زاهد و بيرغبت خواهد شد.[١] اگر كسي نسبت به دنيا رغبت و نسبت به آخرت بيرغبت گردد، همه هستي و خوشبختي و هويت خود را در اين دنيا ميبيند. لذا با رويكرد دنيا بسيار خرسند شده، تمام سعي خود را در بهرهبرداري و لذتبري از آن به كار ميبندد. همچنين از رويگرد دنيا بسيار ناراحت ميگردد، چون همه چيز خود را از دستداده ميبيند و از اين رو، به شدت دچار حسرت و بيتابي ميگردد. اما در طرف مقابل، اگر كسي نسبت به دنيا بيرغبت و نسبت به آخرت رغبت داشته باشد، همه دنيا را كالايي اندك و بيارزش ميداند[٢] و آخرت را به خاطر همه نعمتها و لذتهاي بيپايان و پايدارش، بهتر از هر چيزي به حساب ميآورد، و لذا از رويكرد دنيا آن چنان خرسند نميگردد كه خود را گم كرده، دچار غفلت و خوشگذراني شود و از رويگَرداني آن نيز آن چنان بيتاب نميگردد كه دچار حزن و حسرت گردد. براي راغب دنيا، متاع دنيا آن قدر عظيم و بزرگ است كه آمد و نيامدش نوسانها و طوفانهاي شديدي در زندگياش ايجاد ميكند و براي زاهد دنيا و راغب آخرت، خدا و آخرت چنان جذبه و اهميتي دارد كه آمد و نيامد متاع اندك دنيا تأثير چنداني در او به وجود نميآورد. اين، معجزه رغبت به آخرت و زهد و بيرغبتي به دنياست.
بنابراين، مهمترين مسأله، «تغيير رغبت» است و در اين ميان، سؤال اساسي اين است که چگونه ميتوان به اين هدف دست يافت و رغبت را تغيير داد؟
يقين و شناخت، راهبرد تغيير رغبت
علم و يقين مهمترين عامل تغيير رغبت است. ميل و رغبت، تابع نظام شناختي انسان است. اگر شناخت انسان تغيير کند، ميل و رغبت انسان نيز تغيير خواهد کرد. در واقع، چگونگي عملکرد سيستم ميل و رغبت، به چگونگي سيستم فکر و شناخت بستگي دارد. بنابراين، براي تغيير رغبت بايد معرفت و شناخت را تغيير داد. از اين رو، در روايات به مسأله علم و يقين و رابطه آن با زهد توجه بسياري شده است. بر اساس اين روايات، زهد، ثمرة يقين[٣] و يقين، ريشه زهد است[٤]. از اين رو، زهد، معياري براي تشخيص يقين است.[٥]
[١]. الزّاهِدُ فِي الدُّنيا مَن لَم يَغلِبِ الحَرامُ صَبرَهُ، ولَم يَشغَلِ الحَلالُ شُكرَهُ. زاهدِ در دنيا، (دنيا و آخرت در قرآن و حديث، ج٢، ص٤٦، ح٨١٥.
[٢]. رسول خدا٦: يا أبا ذَرٍّ، إنَّ المُؤمِنَ لَم يَجزَع مِن ذُلِّ الدُّنيا، ولَم يُبَل مِن أهلِها وعِزِّها. همان، ص٥٠، ح٨٢٨.
[٣]. همان، ص٥٤، ح٨٣٥.
[٤]. الكافي، ج٢، ص٨٣، ح٣.
[٥]. رسول الله٦: الزُّهدُ فِي الدُّنيا يريحُ القَلبَ وَالبَدَنَ.
عنه٦: إنَّ فِي الزُّهدِ لَراحَةً.
الإمام علي٧: الزُّهدُ فِي الدُّنيا الرّاحَةُ العُظمي.
عنه٧: مَن أحَبَّ الرّاحَةَ فَليؤثِرِ الزُّْهدَ فِي الدُّنيا.
عنه٧: الزُّهدُ أفضَلُ الرّاحَتَينِ.
الإمام الصادق٧: طَلَبتُ الرّاحَةَ فَوَجَدتُها فِي الزُّهدِ. دنيا و آخرت در قرآن و حديث، ج٢، ص١٠٨، ح٩٥٤ ـ ٩٥٩.