علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٩ - زهد و بهداشت روان
مردم، سه گروه اند: زاهدِ ثابت قدم، شكيباى در مبارزه با هواى نفس، و دنياخواهِ پيرو خواهشهاى خويش. زاهد، نه براى آنچه خداوند به او ميدهد، شادمانى بسيار مىكند، و نه بر آنچه از دستش مى رود، افسوس بسيار مىخورد.
همچنين امام علي ميفرمايد که زاهد در برابر مال حرام صبور است و به خاطر نعمتهاي خدا شكور؛[١] لذا به پيامد منفي دارايي مبتلا نميشود.
از منظري ديگر، يكي از سختيهاي مؤمن در دنيا، انزوا و فقدان عزت اجتماعي در ميان دنياداران است. وجود زهد سبب ميشود كه مؤمن از خوارى خود در دنيا بىتابى نمىكند و به دنياپرستان و عزّت دنيا، اهميّتى نمىدهد.[٢] به همين جهت زاهد اگر در هر نوع گرفتاري باشد سپاسگزار است و اگر در رفاه باشد شكرگزار. امام علي٧ در باره شخص زاهد تصريح ميكند كه:
إن أمسى عَلى عُسرٍ حَمِدَ اللهَ، و إن أصبَحَ عَلى يُسرٍ شَكَرَ الله، فَهُوَ الزّاهِدُ؛[٣]
اگر در سختى و تنگ دستى بام خود را به شام رسانْد، حمد خدا را به جاى آورد، و اگر در آسايش و رفاه شام خويش را به بام رسانْد، شكر خداى را بگزارد. چنين كسى زاهد است.
همچنين، در طرف مقابل، تصريح شده كسي كه رغبت به آخرت و معنويت داشته باشد، باكي ندارد كه چگونه روزگار را ميگذراند، در خوشي يا ناخوشي. رسول خدا٦ ميفرمايد:
افضل الناس من عشق العبادة فعانقها و أحبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرغ لها، فهو لا يبالي علی ما أصبح من الدنيا علی عسر ام علی يسر؛[٤]
برترينِ مردم، كسى است كه عاشق عبادت گردد، پس در آغوشش گيرد و با دلش دوستش بدارد و با پيكرش هماغوشش گردد و خود را وقف آن سازد، و در نتيجه، نسبت به دنيا چنان بى اعتنا گردد كه اهميّت ندهد كه در آسايش است يا سختى.
بنا بر اين، زهد حالتي را براي فرد به وجود ميآورد که او را از نوسانات و تغييرات زندگي دنيا آزاد کرده و در سطحي فراتر قرار ميدهد. از اين رو، اين تغييرات مادي موجب تغييرات و نوسانات شديد روحي و رواني در وي نميگردد و به همين جهت، سلامت روان انسان به مخاطره نميافتد. نتيجه اين وضعيت، دست يافتن به آسايش[٥] و كاستن از فشارهاي رواني است؛[٦] نمونه عيني آن در كتاب نوادر الاصول آمده است. انس ميگويد:
[١]. رسول الله٦: الرَّغبَةُ فِي الدُّنيا تُکثِرُ الهَمَّ وَالحُزنَ.
عنه٧ ـ في بَيانِ مَضارِّ حُبِّ الدُّنيا ـ : مَنِ استَشعَرَ الشَّغَفَ بِها مَلأَت ضَميرَهُ أشجاناً لَهُنَّ رَقصٌ علي سُوَيداءِ قَلبِهِ: هَمٌّ يشغَلُهُ، وغَمٌّ يحزُنُهُ، کَذلِکَ حَتّي يؤخَذَ بِکَظَمِهِ فَيلقي بِالفَضاءِ مُنقَطِعاً أبهَراهُ، هَيناً عَلَي اللهِ فَناؤُهُ وعَلَي الإِخوانِ إلقاؤُهُ.
الإمام الصادق٧: مَن تَعَلَّقَ قَلبُهُ بِالدُّنيا تَعَلََّق قَلبُهُ بِثَلاثِ خِصالٍ: هَمٍّ لا يفني، وأمَلٍ لا يدرَکُ، ورَجاءٍ لا ينالُ. دنيا و آخرت در قرآن و حديث، ج١، ص٤٢٢ ـ ٤٢٦، ح٦٨٢ و ٦٨٦ و ٦٨٨.
[٢]. رسول الله٦: الزُّهدُ فِي الدُّنيا يُريحُ البَدَنَ، وَالرَّغبَةُ فِي الدُّنيا تُتعِبُ البَدَنَ.
الإمام عليّ٧: مَن زَهِدَ فِي الدُّنيا استَراحَ قَلبُهُ وبَدَنُهُ، ومَن رَغِبَ فيها تَعِبَ قَلبُهُ وبَدَنُهُ. دنيا و آخرت در قرآن و حديث، ج١، ص٤٢٢، ح٦٧٧ و ٦٧٨.
[٣]. سوره حديد، آيه ٢٣.
[٤]. نهج البلاغة، حكمت ٤٣٩؛ مشكاة الأنوار، ص٢٠٧، ح٥٦٣؛ روضة الواعظين، ص٤٧٥؛ بحار الأنوار، ج٧٠، ص٣١٧، ح٢٣ و راجع غرر الحكم، ح٨٥٨٦.
[٥]. الأمالي للصدوق، ص٧١٤، ح٩٨٤؛ تفسير القمّي، ج٢، ص١٤٦، بزيادة «إنّ أعلم الناس بالله أخوفهم لله، وأخوفهم له أعلمهم به، وأعلمهم به أزهدهم فيها» روضة الواعظين، ص٤٧٥؛ مشكاة الأنوار، ص٢٠٨، ح٥٦٥.
[٦]. التوحيد، ص٣٠٧ عن الأصبغ بن نباتة؛ الأمالي للصدوق، ص٤٢٤ ح٥٦٠؛ الاختصاص، ص٢٣٧؛ بحار الأنوار، ج١٠ ص١٢٠؛ به نقل از: دنيا و آخرت در قرآن و حديث.