حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - تعصب باطل
محققین بزرگ که در اعماق روح بشر دقیق شده اند و هم زندگی اجتماعی بشر را تحت مطالعه و آزمایش درآورده اند این معنا بر آنها روشن شده که دین جزو سرشت آدمی است، روگرداندن بشر از دین جنبۀ موقت و استثنایی دارد. فعلاً نمیخواهم در اطراف این موضوع کلام را بسط دهم. و هم میدانم طرز فکر یک عدۀ دیگر از مردم که بعضی از آنها خودشان معتقد و متدین هستند این است که علت کم شدن تأثیر دین در این عصر مثلاً این است که بشر طبعاً میل به شهوت و آزادی دارد و دین برخلاف مقتضای میل و رغبت طبیعی انسان است، برای انسان قید و محدودیت است. تا وقتی که وسیلۀ اِعمال شهوات و عیاشی فراهم نیست مردم به سوی دین میگروند و دل خود را با معانی و افکار دینی خوش میکنند و همینکه وسیله فراهم شد، به دنبال همان چیزی میروند که مقتضای طبیعت و میل و رغبتشان است. در زمانهای سابق مثل زمان حضرت رسول وسیلۀ خوشی و شهوترانی فراهم نبود، طبعاً مردم به سوی دین میآمدند (یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اَللّهِ أَفْواجاً)، حالا وسایل فراهم است طبعاً انحراف پیدا میکنند (یَخْرُجونَ مِنْ دینِ اللّهِ اَفْواجاً!).
این جواب هم ناصواب و ناتمام است. البته شبهه ای نیست که فراهم بودن و فراهم نبودن وسایل شهوات، بی تأثیر نیست که انسان را از خدا غافل کند و او را نسبت به وظیفه و تکلیفی که خداوند معین فرموده لاقید و لاابالی نماید. ولی این تعبیر صحیح نیست که دین مطلقاً مخالف میل و رغبت است، قید و محدودیت است؛ اگر مخالف یک میل و یک رغبت است با یک میل و یک رغبت دیگر هماهنگی دارد، اگر از یک نظر قید و محدودیت است از نظر دیگر آزادی و حرّیت است.
در سخنرانیهایی که در هفتۀ گذشته ایراد کردم، در اطراف این موضوع بحثی کردم و گفتم که توجه به امور معنوی را نمیتوان ناچیز گرفت و آن را عکس العمل محرومیتها و ناکامیهای مادی دانست، و به