حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - تعصب باطل
معالجه اش ممکن نیست، و تا موانع تأثیر تعلیمات دین در روحیه و نفوس مردم شناخته نشود نمیتوان از برکات دین استفاده کرد. همه میدانیم که یکی از مسائلی که مورد اعجاب محققین و مورخین جهان است، شدت و سرعت تأثیر دین مبین اسلام است در عصری که ظهور کرد؛ هم به سرعت و در مدت کم نفوذ کرد و هم تأثیرش عمیق و شدید بود که انقلابها و تحولهای سیاسی و فرهنگی که بعدها پیش آمد نتوانست آن را متزلزل کند. رسول خدا از دنیا رفت در حالی که مردم فوج فوج با کمال میل و رغبت به دین خدا وارد میشدند(یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اَللّهِ أَفْواجاً)[١]. ولی تدریجاً از تأثیر شدید آن کاسته شد. وقتی که زمان خودمان را با زمان رسول اکرم مقایسه میکنیم میبینیم از حیث تحت تأثیر واقع شدن مردم نسبت به دین، تفاوت از زمین تا آسمان است. این هم به نوبۀ خود مسئله ای است، یک مسئلۀ مهم اجتماعی است. این تفاوت علتی دارد. آن علت چیست؟
میدانیم بعضیها پیش خود این طور خیال میکنند و این مسئله را این طور حل میکنند که علت این است که عصر دین تدریجاً منقضی میشود. در آن عصر و آن عهد که تأثیر تعلیمات دین زیاد بود، روح عصر و زمان آن طور تعلیمات را ایجاب میکرد ولی حالا روح عصر و زمان طوری دیگر ایجاب میکند، و ایجاب میکند که آن تعلیمات تدریجاً از بین برود و چیز دیگر جای آن را بگیرد. این جواب ممکن است در نظر افرادی که دین را به منزلۀ ابزاری از ابزارهای زندگی فرض میکنند که هر روز جای خود را به ابزاری بهتر و کاملتر میدهد، پسندیده باشد. ولی اصولاً عرض میکنم که دین جزو متن زندگی و اساس روح زندگی است نه جزو ابزار زندگی که قابل تعویض و تبدیل به چیز دیگر باشد. امروز
[١]. نصر / ٢.