حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠ - دین، یگانه رام کننده نفس امّاره
این آشفتگی در عمل، مولود و معلول آشفتگی روح است، و به تعبیر رسول اکرم مولود صف بندی و جبهه بندی و جنگ و نزاعی است که بین انواع افکار و احساسات است. پس باید کاری کرد که این آشفتگی روحی و این جنگ داخلی متارکه شده و صلح و صفای واقعی بین انواع افکار با هم و انواع احساسات با هم پیدا شود، ولی البته صلح و صفای واقعی نه صلح موقت و مسلّح.
تا صلح و صفای واقعی بین افکار و احساسات پیدا نشود، نمیتوان به برقراری صلح میان افراد با هم و ملتها و دولتها با هم امیدوار بود. یکی از فلاسفه عصر ما میگوید:
آن کسی که با خودش همیشه در جنگ است، چگونه میتواند با دیگران در صلح و صفا باشد.
در اینجا بار دیگر احتیاج بشر را به «دین» احساس میکنیم، چون رام کردن و مطیع ساختن احساسات امّاره بشر از عهده هر قوّه و قدرت دیگر خارج است. هر قوّه و قدرت دیگر مقهور و آلت هوا و هوس بشر واقع میشود، خواه آنکه آن قدرت زور باشد و یا علم و یا چیز دیگر. وقتی که «علم و مال و منصب و جاه و قران- فتنه آرد در کف بدگوهران» و همه اینها به منزله آلت قتّاله و تیغی بوده باشد که در کف زنگی مست بدهیم، پس باید فکر دیگری کرد. رام کردن و مطیع ساختن سرکشیها و طغیانهای نفسانی بر ضد عقل و اخلاق، کار عقل و تدبیر نیست. به قول مولوی:
کشتن این، کار عقل و هوش نیست | شیر باطن سخره خرگوش نیست | |