حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - دین، پشتوانه سعادت
انسان در زندگی این است که با عواملی که او را احاطه کرده است متوافق و هماهنگ و سازگار باشد. بالاتر اینکه انسان علاوه بر محیط طبیعی از آب و هوا و نور و منطقه و سرزمین سالم که مرض خیز نباشد، یک محیط مخصوص دیگر هم دارد و آن محیط و جوّ اجتماعی
است که در آن زندگی میکند. برای جاندارانی که زندگی مدنی و اجتماعی ندارند، دیگر محیط اجتماعی وجود ندارد ولی برای انسان محیط اجتماعی وجود دارد.
البته بعضی از جانداران دیگر نیز زندگی اجتماعی دارند مثل زنبور عسل و بعضی از اقسام موریانه و مورچگان و بسیاری دیگر از حیوانات وحشی، اما زندگی اجتماعی آنها چون به حکم غریزه و به صورت خودکار انجام میگیرد قهراً محیط اجتماعی آنها چیزی است شبیه محیط طبیعی، برخلاف انسان که شرایط اجتماعی را بهطور خودکار ندارد و باید با فکر و اراده خود بسازد. اینجاست که دشواری کار زندگی بشر نمودار میشود. افراد انسانی که با ما و شما معاشرت دارند، و آداب و عادات و اخلاق عمومی و قوانین و مقررات و طرز تشکیلات اجتماعی، همه عواملی است اجتماعی که بر ما و شما احاطه دارد؛ میبایست این امور با خواستههای ما و آرزوها و احتیاجات ما و خلاصه با زندگی مخصوص ما توافق و هماهنگی داشته باشد و هم زندگی مخصوص ما با اینها متوافق و سازگار باشد.
اما آن توافق و انعطافی که در سازمان اجتماعی نسبت به فرد باید بوده باشد این است که جامعه منافع فرد را در ضمن مصالح اجتماع حفظ کند؛ یعنی هدف اصلی یک زندگی اجتماعی نمیتواند فرد و منافع فردی باشد، باید نوع و مصالح عمومی باشد، باید اموری باشد که بقا و دوام و خوشی جمع را بهتر تضمین کند و بدیهی است که مصلحت جمع همان مصلحت اکثریت افراد اجتماع است و لهذا همیشه در قوانین جهان، توجه اول به مصالح جمع است نه به منافع فرد و نوادر.