حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩ - دین، پشتوانه سعادت
و اما آن توافقی که باید در زندگی خصوصی یک فرد نسبت به اجتماع باشد همانا حالت تسلیم و رضا و خرسندی به مصالح اجتماع است که با خوشوقتی در هنگام تصادم منافع شخصی با مصالح عالیه اجتماعی، از منافع شخصی چشم بپوشد و در خود احساس ناراحتی و نارضایتی نکند. اگر اجتماع به محور عدالت بچرخد و قانون عادلانه حاکم بر اجتماع باشد، یعنی طبع اجتماع و عوامل اجتماعی با زندگی اکثریت متوافق و هماهنگ باشد و از آن طرف هم روحیه یک فرد در مواطن تصادم منافع فردی با مصالح اجتماعی توافق و سازش و هماهنگی نشان بدهد با مصالح اجتماعی، آن وقت است که به سعادت واقعی باید امیدوار بود.
اینجاست که لزوم و اهمیت دین که اساسش توحید و ایمان به خدای یگانه است روشن میشود. دین در هر دو مقام لازم و ضروری است: هم برای سازگار ساختن محیط اجتماعی با زندگانی فرد، یعنی ایجاد عدالت اجتماعی و سازمان متوافق با مصالح عموم، و هم در ایجاد توافق و انطباق در روحیه فرد با مصالح عالیه اجتماع.
توافقی که میگوییم بایست در روحیه فرد نسبت به مصالح اجتماع باشد همان است که از آن به گذشت و اغماض و حتی ایثار و فداکاری و نیکوکاری تعبیر میکنیم. چه چیزی قادر است مانند دین به انسان حالت قناعت به حق و رضا به قسمت و بهره خود و تسلیم در برابر مقررات اجتماعی و خشنودی نسبت به دیگران بدهد؟.
اگر در تاریخ بشریت فداکاری دیده میشود و یا نیکوکاری و خدمت به خلق دیده میشود و یا شجاعت و شهامت در برابر زور و استبداد دیده میشود و یا یک سر مو تجاوز نکردن از حدود و مدار خود به حدود و مدار دیگران دیده میشود، همه اینها در پرتو دین و توجه به خدای یگانه بینای شنوای علیم حکیم بوده است.
آیا نیروی دیگری و