حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - توبه
قادرند به بشر سعادت بدهند؟ بشر وقتی زندگی دنیا را خوب اداره میکند و مدینهاش مدینۀ فاضله میشود که غلام و عبد دنیا نباشد. اگر اسیر علایق دنیا نبود ناچار آن موجودات را مسخَّر خود و تابع خود قرار میدهد، و اگر بنده شد و طوق عبودیت به گردن انداخت [تا] او زنده است تابع امواج دریای خروشان طبیعت است.
همۀ پستیهای اخلاقی از دروغ و ریا و تملّق و ظلم، ناشی از دنیاپرستی است و همۀ فضایل عالیۀ انسانی معلول بیاعتنایی و زهد و عدم قناعت به زندگانی دنیاست. آدم دنیاپرست و مادی نمیتواند شجاع باشد و گذشت داشته باشد، نمیتواند عفت داشته باشد، نمیتواند حرّیت و آزادگی داشته باشد. زاهد به معنای صحیح کلمه، نه به معنای یک شخص ضعیف منفی که در دون درجۀ دنیاپرستان زندگی میکند و احیاناً ریزهخور خوان آنها و طفیلی آنهاست، بلکه به معنای مردی فوق درجۀ دنیاپرستان است. کسی که حد علم و سطح فکرش بالاتر از اینهاست، از فراق دنیا نمیترسد، از کم و بیش شدن دنیا باک ندارد، شجاع و باجرأت میشود، حرّیت و آزادگی پیدا میکند، عفت و تقوا پیدا میکند، گذشت و فداکاری پیدا میکند.
فداکاران جهان خاصیت اول روحیشان این بود که زاهد به معنای صحیح کلمه بودند. خود شخص مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام که مجموعهای از فضایل بشری بود، عدالت و تقوا و شجاعت و حرّیت و سخا و کرم و وفا و مروت، همه را جمع کرده بود چون در [اعلی] درجه بیاعتنا به دنیا بود، یعنی خودش را و شرافت و کرامت نفس خود را از دنیا و مافیها بالاتر میدانست. در وصیت به امام حسن میفرماید:
وَ اَکرِمْ نفْسَک عَنْ کلِّ دَنِیَّةٍ وَ اِنْ ساقَتْک اِلَی الرَّغائِبِ فَاِنَّک لَنْ تَعْتاضَ بِما تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِک عِوَضاً، وَ لا تَکنْ عَبْدَ غَیْرِک وَ قَدْ