حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠ - سرمایه خُلق نیک
مسلمان کسی است که سایر افراد مسلمانان از دست و زبان او در آسایش بوده باشند. و بدیهی است که اختصاص به دست و زبان ندارد؛ مقصود این است که یک فرد مسلمان باید مجموعه اعمال و افعالش در جهت خیر مسلمانان بوده باشد. در چه وقت مجموعه اعمال و افعال یک فرد در جهت خیر جامعه خواهد بود؟ در وقتی که روحیه فرد صددرصد روحیه اجتماعی باشد، خود را جزو لاینفک اجتماع بداند، حیات و سعادت و شقاوت و همه چیز خود را وابسته به اجتماع بداند. این دستور، یکی از مظاهر اجتماعی بودن تعلیمات عالیه اسلامی است.
اولیای دین، خیرخواهی مسلمانان را فریضه ذمّه خویش میدانستند و در مقابل، کاری را که اندکی صدمه به جامعه مسلمانان داشت بینهایت از آن احتراز داشتند. امام صادق علیه السلام یک سال در اثر عائله زیاد و افزایش هزینه زندگی به فکر افتاد که از طریق کسب و تجارت عایداتی به دست آورد که جواب هزینه زندگی را بدهد. امام هزار دینار سرمایه فراهم کرد و به غلام خویش که «مصادف» نام داشت فرمود: این پول را بگیر و آماده تجارت و مسافرت مصر باش. مصادف رفت و با آن پول از نوع متاعی که در آن وقت به سوی مصر حمل میشد خرید و با جمعی از تجار که همه از همان نوع متاع خریده بودند به طرف مصر حرکت کرد. در نزدیکیهای مقصد، قافله دیگری از شهر خارج شده بود و به هم برخوردند، اوضاع و احوال را از یکدیگر پرسیدند. ضمن گفتگوها معلوم شد که اخیراً متاعی که مصادف و رفقایش حمل میکنند کمیاب شده و بازار خوبی پیدا کرده است. مصادف و رفقایش خوشحال شدند و به بخت خویش آفرین گفتند و از خوشحالی در پوست خود نمیگنجیدند. در همین وقت دور هم جمع شدند و تصمیمی گرفتند. تصمیم گرفتند بازار سیاه به وجود آورند و حداقل به کمتر از صد درصد سود خالص بعد