حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٥٧٢ - (مقصد اول) در بيان گناهان صغيره و كبيره است
اللحم را مانند مسوخ و درندگان در خوردن و آشاميدن صرف نميبايد كرد و مستند اين سخن نيز معلوم نيست و از جمله محرمات ساختن صورتهاى سايهدار است كه اگر روشنى بر يك طرف آن بتابد سايه از آن بيفتد خواه متصل بديوار باشد و يا جدا باشد و ظاهر اخبار معتبره آنست كه حرمت مخصوص صورت حيوان ذى روح است هرگاه مجسم و سايه دار باشد پس صورتها كه بر ديوارها و فرشها نقش كنند حرام نخواهد بود و صورت درخت و گل و گياه و بناها كه سايهدار باشد حرام نخواهد بود و بعضى صورت ذى روح را مطلقا حرام ميدانند گو سايه نداشته باشد و بعضى صورت ذى روح را نيز حرام ميدانند و اين قول مخالف احاديث معتبره است اگر چه احوط است و فروختن صورت مجسمه نيز مشهور حرام است و كواكب را مؤثر تام دانستن چنانكه بعضى از علماء قائلند كفر است و مؤثر ناقص دانستن بآنكه اوضاع فلكى را تأثير فى الجمله هست مانند تأثير آفتاب در حرارت و ماه در برودت اكثر علماء فسق ميدانند و اگر مؤثر ندانند و گويند عادت الهى جارى شده است كه چنين وضعى كه در فلك بهم رسد فلان امر در زمين حادث ميشود يا آنكه حقتعالى اين را علامتى براى امرى قرار داده است اكثر گفتهاند حرام نيست و شهيد گفته است مكروه است و اكثر علماء نظر و فكر در علم نجوم و ياد دادن و آموختن آن را حرام ميدانند چنانكه احاديث بسيار بر آن دلالت دارد و ابن طاوس و بعضى از علماء گفتهاند اگر اعتقاد بتأثير نداشته باشد حرام نيست و آنچه از مجموع احاديث معتبره ظاهر ميشود آنست كه اوضاع اينها علامت حدوث حوادث هستند و كامل اين علم مخصوص انبياء و اوصياء است و اين يك راه علم ايشانست بامور آينده و غير ايشان احاطه تامه باين علم ندارند و باين سبب و اسباب ديگر از مصالح كليه منع كردهاند ساير خلق را از تفكر در اينها و حكم كردن بحدوث حوادث بسبب اينها و تعليم اين علم را حرام گردانيدهاند و فرمودهاند منجم مانند كاهن است و كاهن مانند ساحر است و ساحر مانند كافر است و كافر در جهنم است و حضرت صادق عليه السّلام منجمى را فرمود كه كتابهاى خود را بسوزان و اما سعادت و نحوست كواكب نيز از احاديث ظاهر ميشود و بعضى سعادت و بعضى نحوست دارند و مردم در اين باب نيز علم ناقصى دارند و خدا قادر است كه بدعاء و تصدق و توسل بجناب مقدس او نحوست اينها را مبدل گرداند بسعادت و بترك اينها و اعتماد بر علم ناقص خود و ارتكاب معاصى و قلت توسل و ضعف توكل سعد آن را نحس گرداند لهذا در دفع مخاوف و رفع بلايا امر بتصدق و توكل و تضرع و دعاء فرمودهاند و نهى از رعايت ساعات نمودهاند مگر نكاح و زفاف و سفر و بعضى از امور كه امر باحتراز بودن قمر در عقرب در آنها نمودهاند و گمان فقير آنست كه آن نيز بر وفق اصطلاح منجمين نيست بلكه محاذات ستارههاى عقرب مراد است چنانچه مدار عرب بر آن