حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٤٦٧ - فصل چهاردهم در حقيت و حقيقت بهشت و دوزخ است
علوم و شقاوت و عقاب و جهنم ايشان همين است و در اين عالم چون مستغرق در تدبير بدن بود و در كدورات عالم طبيعت فرو رفته بود ادراك آن لذت و اين الم نميكرد كما ينبغى و بعد از مفارقت بدن اينها همه بر او ظاهر ميگردد و چون اكثر امم عوام بودند و خبرى از لذات و آلام روحانى نداشتند در كتب الهيه و حكم نبويه اين لذات جسمانيه و آلام بدنيه را ذكر كردهاند از براى ترغيب ايشان بطاعات و خيرات و ترهيب ايشان از شرور و معاصى و سيئات بر سبيل استعاره و مجاز تعبير از آن لذات روحانيه بحور و قصور و ثمار و انهار و از آلام روحانيه بزقوم و ضريع و حميم و نار و اشباه آنها نمودهاند چنانچه شيخ ابو على در رساله مبدء و معاد تصريح باين مراتب نموده و در شفا از ترس علماء اسلام معاد جسمانى را حواله بصاحب شريعت نموده و كسى كه اندك شعورى و تدينى داشته باشد چون رجوع بعقايد باطله و كلمات واهيه ايشان ميكند ميداند كه اكثر آنها با ايمان بشرايع انبياء جمع نميشود و جمعى كه اعتقاد باصول ايشان دارند و بضرورت بمعاشرت مسلمانان گرفتار شدهاند از ترس قتل و تكفير لفظى چند از ضروريات دين بر زبان جارى ميكنند و در دل خلاف آنها را قائلند يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ و گاهى بر سبيل استهزاء اظهار بعضى از اصول دين ميكنند و چون با شاگردان و خواص خود خلوت ميكنند ميگويند إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ و بايمان ظاهرى قناعت كردهاند يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ و ايشان باين عقايد باطله كه بتقليد فلاسفه و شبهات شيطانيه قائل شدهاند در اين باب معذورند زيرا كه كسى كه قائل باشد كه واحد صادر نميشود از او مگر واحد گويد هر حادثى مسبوق است بماده و گويد آنچه قدمش ثابت شد عدمش محال است و عقول و افلاك و هيولاى عناصر را قديم داند و انواع متوالده را قديم داند و اعاده معدوم را محال داند و افلاك را متصل بيكديگر داند و فاصله در ميان آنها قائل نباشد و خرق و التيام در فلكيات محال داند و عنصريات را در افلاك محال داند و امثال اين عقايد باطله را قائل باشد چگونه اذعان ميتواند كرد بآنكه خدا فاعل مختار است و آنچه خواهد ميتواند كرد و عالم و آدم حادثند و بحشر جسمانى و آنكه بهشت در آسمانست و مشتمل است بر حور و قصور و ابنيه و مساكن و اشجار و انهار و آنكه آسمانها شق ميشوند و پيچيده ميشوند و كواكب بىنور ميشوند و فرو ميريزند بلكه همه فانى ميشوند و آنكه ملائكه اجسامند و بالها دارند و آسمانها مملوند از ايشان و بزمين مىآيند و بالا ميروند و آنكه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله بمعراج رفت و عيسى عليه السّلام و ادريس بآسمان رفتند و همچنين بسيارى از معجزات انبياء و اوصياء از شق قمر و احياى اموات