ریاض العلماء و حیاض الفضلاء - افندی، عبدالله بن عیسیبیگ - الصفحة ٦١ - المولى الجليل جمال السالكين عبد الباقي الخطاط الصوفي التبريزي
ديگرى، خدا نصيب فرمايد.
(النتيجه) راه منحصر است در دو يكى بجانب نور وحدت و ديگرى بجانب ظلمت كثرت و لا ثالث لهما، اهل كثرت را از نور وحدت يارى نيست چنانكه اهل وحدت را از ظلمت كثرت غبارى، هزار سال اگر كسى اوقات خود را بكلى صرف اهل دنيا كند بصورت و سيرت انسان برنيايد با اين كس رام و مهربان نمىشود «لَنْ تَرْضىٰ عَنْكَ اَلْيَهُودُ وَ لاَ اَلنَّصٰارىٰ حَتّٰى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» [١]، پس ايشان را با حق دلالت بايد كرد «قُلْ إِنَّ هُدَى اَللّٰهِ هُوَ اَلْهُدىٰ» [٢]، و يا مثل ايشان شد و ترك حق كرد «لَئِنِ اِتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ بَعْدَ اَلَّذِي جٰاءَكَ مِنَ اَلْعِلْمِ مٰا لَكَ مِنَ اَللّٰهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ نَصِيرٍ» [٣]. شق اول را ايشان قائل نيستند شق دوم را ما چون قائل شويم ايشان ما را بحق نمىفروشند، ما چون حق را بدنيا فروشيم چاره منحصر است در ترك ايشان «من تجاربه فقد ربح» . چنين كردهاند عارفين و اولياء اللّه حق.
(الخلاصة) اوليا را شعار ترك دنيا است هرچه باشد و هركه باشد «القيد كفر و لو كان باللّه» اهل دنيا را مدار بر تحصيل است هرچه باشد و از هركه باشد، اگرچه سد راه و بند پا باشد «و بينهما بون بعيد» .
(الاشارة) با صفات بشريت صفات حق جمع نمىشود هركدام را كه خواهند اختيار كنند، سخن پوستكنده مدت مديد بدرگاه حق تضرع كردن و براى طلب هر سهل بمراد نرسيدن به از آنست كه بوسيلۀ مكتوبى و يا بواسطۀ پيغامى از بزرگى صاحب آلاف و الوف شدن چه اول را نور خضوع همراه است و آخر را ظلمت فروتنى و تنزل، در دنبال ابراهيم ادهم از ترك پادشاهى ضررى نكرد
[١] سورة البقرة:١٢٠.