ریاض العلماء و حیاض الفضلاء - افندی، عبدالله بن عیسیبیگ - الصفحة ٦٢ - المولى الجليل جمال السالكين عبد الباقي الخطاط الصوفي التبريزي
فرعون را سلطنت روى زمين فايده ندارد، حمالان باربر گردن نه چون سواران سبكعنانند «سيروا قد سبق المفردون» .
(الحقيقة) علمى كه بزبان و گوش محتاج باشد علم نيست دردى است، چرا كه سوداگر را از كسادى بازار آتش در جان است و هرچه در حافظه و خيال مخزون است مانع نفس حيوانى است مانند كتابخانه در معرض زوال است، و آن علمى كه روح را شمع راه است كدام است «العلم نقطة كثرها الجاهلون» ، تمام علم اوليا از مقولۀ شىء من وجه است و علم علماء دنيا از مقوله علم بوجه شىء است، و تفاوت بين الامرين بسيار است. بر تقديرى كه معلوم شىء واحد باشد آثار متفاوت است، چه شمع ثانى را از هر بادى ضرر زوال است و شمع اول را باد صرصر معين و ممد شعاع است.
(النكتة) ماهيت علم صورت حاصلى است، چون حق را دانستى علم حاصل كردى، همه را دانسته «قُلِ اَللّٰهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ» [١].
(المعذرة) من تنگ حوصله و تنگمايهام، با اهل دنيا خلطه نمىتوانم كرد، درياآشامان را حال ديگر است، آنچه نوشتهام خيال خود را بيان كردهام «الاناء يترشح بما فيه لا انكار لنا لاحد» همه خوبند و همين بد مائيم «و الفرار من الكثرة ليس الا باطاعة الامر لا بمقتضى العلم» .
هركه را ذرۀ وجود بود
پيش هر ذره در سجود بود
جهت مختلف طريق أنبياء و اولياء صراط مستقيم است و هدايت بطلب منوط است و «اِهْدِنَا اَلصِّرٰاطَ اَلْمُسْتَقِيمَ» تعليم طلب است و «لَيْسَ لِلْإِنْسٰانِ إِلاّٰ مٰا سَعىٰ» [٢]اديب عظيم است، و اطلاع بر سر قدر ما فوق طاقت است، و اطاعت
[١] سورة الانعام:٩١.