ریاض العلماء و حیاض الفضلاء - افندی، عبدالله بن عیسیبیگ - الصفحة ٦٠ - المولى الجليل جمال السالكين عبد الباقي الخطاط الصوفي التبريزي
الصفوية. فلاحظ.
و قد كان معاصرا للسيد آميرزا ابراهيم الهمداني، و كانت بينهما مصادقة و مصافاة، و رأيت مكتوبا من ابراهيم المذكور اليه بالفارسية في جواب مكتوبه اليه و قد أعجبني مكتوب ذلك السيد فأوردته في هذا المقام، و هذه صورته:
«بحق بيت و بحق صاحب بيت و بحق دلهاى شكسته بحق آنكه دلهاى دوستانش را شكسته ميدارد كه از قيود امور صورية و تعيينات اعتبارية خود را خلاص ساختن كار مردان است و دليران است و هر جبه و جوشنپوش را زور ميدان مردانگى ميسر نيست و ظاهر عبارت «الشفقة على خلق اللّه» سد راه سالكان است، جهة آنكه شفقت بر خلق معنى ديگر است و علاقه با خلق امر ديگر، انداختن ابراهيم خليل اللّه عليه السلام هاجر و إسماعيل را در وادى غير ذى زرع صحراى مكه و بجانب شام رفتن و با ايشان سخن نگفتن از قبيل ترك علاقه بود نه از قبيل ترك شفقه بر خلق، چون چنين باشد كه «الشفقة على خلق اللّه» از ايشان ميراث است، و تسليم كردن ابراهيم إسماعيل را به حمايت اللّه تعالى از كمال شفقت ناشى است چرا كه حمايت اللّه تعالى به از حمايت ابراهيم است بلا شك و ريب، كريمى كه گاو يتيمى را در بيشه ميان سباع حفظ كند و به پرى پوستش بزر بفروشد جهت يتم به بركت توكل پدرش إسماعيل را نيز در صحراى مكه حفظ مىتواند كرد به بركت توكل ابراهيم، با خلق برآمدن كار صعب است و جمع بين الاضداد از جملۀ محالات است، با حق آشنا شدن چندان دشوار نيست چه اراده خود را به اراده واگذاشتن از قبيل ممكنات و انسان را از اين مقام بهره هست و بوقوع پيوسته.
قال ابن الفارض: . . . [١]
و حصول معنى احدى بنى نوع را دليل امكان حصول اين معنى است براى
[١] مكان بيت الشعر بياض فى الاصل.