کلیات مفاتیح الجنان - قمی، شیخ عباس - الصفحة ٥٧١ - مطلب سوم در زيارت قبور مؤمنين رضي الله عنهم أجمعين است
و لقد أجاد الشيخ النظامي في قوله زنده دلى در صف افسردگان رفت به همسايگى مردگان
حرف فنا خواند ز هر لوح پاك روح بقا جست ز هر روح پاك
كارشناسى پى تفتيش حال كرد از او بر سر راهى سؤال
كين همه از زنده رميدن چرا است رخت سوى مرده كشيدن چرا است
گفت پليدان به مغاك اندرند پاك نهادان ته خاك اندرند
مرده دلانند به روى زمين بهر چه با مرده شوم همنشين
همدمى مرده دهد مردگى صحبت افسرده دل افسردگى
زير گل آنان كه پراكندهاند گرچه به تن مرده به دل زندهاند
مرده دلى بود مرا پيش از اين بسته هر چون و چرا پيش از اين
زنده شدم از نظر پاكشان آب حيات است مرا خاكشان
:
رُوِيَ أَنَّهُ أَوْحَى اَللَّهُ تَعَالَى إِلَى عِيسَى عليه السلام يَا عِيسَى هَبْ لِي مِنْ عَيْنِكَ اَلدُّمُوعَ وَ مِنْ قَلْبِكَ اَلْخُشُوعَ وَ اُكْحُلْ عَيْنَيْكَ بِمِيلِ اَلْحُزْنِ إِذَا ضَحِكَ اَلْبَطَّالُونَ وَ قُمْ عَلَى قُبُورِ اَلْأَمْوَاتِ فَنَادِهِمْ بِالصَّوْتِ اَلرَّفِيعِ لَعَلَّكَ تَأْخُذُ مَوْعِظَتَكَ مِنْهُمْ وَ قُلْ إِنِّي لاَحِقٌ بِهِمْ فِي اَللاَّحِقِينَ تمام شد آنچه مقدر شده بود ثبت آن در اين كتاب شريف در عشيه يكشنبه دهم ذىالقعده الحرام سنه يكهزار و سيصد و چهل و چهار شب ولادت با سعادت حضرت ثامن الائمه مولانا ابو الحسن الرضا صلوات الله عليه و چون در اين روز كاغذ فوت مادرم به من رسيد از برادران ايمانى كه از اين كتاب منتفع مىگردند التماس دعا و زيارت دارم براى آن مرحومه مغفوره و براى خودم و و الدم در حيات و ممات
وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ أَوَّلاً وَ آخِراً وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ