کلیات مفاتیح الجنان - قمی، شیخ عباس - الصفحة ١٦٩ - دوازدهم بخواند دعاهايى را كه شيخ و سيد نقل كردهاند
بخواند در اين شب
إِلَهِي تَعَرَّضَ لَكَ فِي هَذَا اَللَّيْلِ اَلْمُتَعَرِّضُونَ وَ قَصَدَكَ اَلْقَاصِدُونَ وَ أَمَّلَ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ اَلطَّالِبُونَ وَ لَكَ فِي هَذَا اَللَّيْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَايَا وَ مَوَاهِبُ تَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُ مِنْ عِبَادِكَ وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ اَلْعِنَايَةُ مِنْكَ وَ هَا أَنَا ذَا عُبَيْدُكَ اَلْفَقِيرُ إِلَيْكَ اَلْمُؤَمِّلُ فَضْلَكَ وَ مَعْرُوفَكَ فَإِنْ كُنْتَ يَا مَوْلاَيَ تَفَضَّلْتَ فِي هَذِهِ اَللَّيْلَةِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ عُدْتَ عَلَيْهِ بِعَائِدَةٍ مِنْ عَطْفِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَلطَّيِّبِينَ اَلطَّاهِرِينَ اَلْخَيِّرِينَ اَلْفَاضِلِينَ وَ جُدْ عَلَيَّ بِطَوْلِكَ وَ مَعْرُوفِكَ يَا رَبَّ اَلْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ اَلنَّبِيِّينَ وَ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً إِنَّ اَللَّهَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَ إِنَّكَ لاٰ تُخْلِفُ اَلْمِيعٰادَ و اين دعايى است كه در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مىشود
دوازدهم بخواند [دعاهايى را كه شيخ و سيد نقل كردهاند]
بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شفع و بعد از دعاهاى وتر دعاهايى را كه شيخ و سيد نقل كردهاند [٣٧]
سيزدهم
بجا آورد سجدهها و دعاهايى را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده
از جمله روايتى است كه شيخ از حماد بن عيسى از ابان بن تغلب روايت كرده كه گفت حضرت صادق عليه السلام فرمودند: شب نيمه شعبانى داخل شد و بود رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن شب نزد عايشه همين كه نصف شب شد برخاست رسول خدا صلى الله عليه و آله از رختخواب خود براى عبادت پس چون بيدار شد عايشه يافت كه پيغمبر صلى الله عليه و آله بيرون رفته از رختخواب او و داخل شد بر او آنچه كه فرو مىگيرد زنها را يعنى غيرت و گمان كرد كه آن حضرت رفته پيش بعض زنهاى خود پس برخاست و پيچيد بر خود شمله يعنى چادر خود را و قسم به خدا كه شمله او از ابريشم و كتان و پنبه نبود و لكن تار آن مو و پود آن از كركهاى شتر بود و جستجو مىكرد رسول خدا صلى الله عليه و آله را در حجرههاى زنهاى ديگرش حجره به حجره پس در اين بين كه در جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بر رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در سجده است مثل جامهاى كه چسبيده شده بر روى زمين پس نزديك آن حضرت شد شنيد كه مىگويد در سجده خود
سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي يَا عَظِيمُ [عَظِيماً] تُرْجَى [يُرْجَى] لِكُلِّ عَظِيمٍ اِغْفِرْ لِيَ اَلْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ اَلذَّنْبَ اَلْعَظِيمَ إِلاَّ اَلرَّبُّ اَلْعَظِيمُ پس بلند كرد سر خود را و دوباره برگشت