آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١
ترس خداوند بزرگ به خدمت پيامبر شتافت، پيامبر به او فرمود:
«إنْ عَادوا لَكَ فَعُدْ لَهُمْ
؛ اگر بازهم گرفتار شدى و از تو خواستند آنچه مىخواهند بگو، و به اين وسيله اضطراب و وحشت و گريه او را آرام ساخت)». [١]
نكتهاى كه بايد در اينجا كاملًا به آن توجه داشت اين است كه تقيّه در همه جا يك حكم ندارد بلكه گاهى واجب و گاهى حرام و زمانى نيز مباح مىباشد. [٢]
واجب بودن تقيّه در صورتى است كه بدون فايدهاى جان انسان به خطر بيفتد، و حلال بودن آن در صورتى است كه ترك آن يك نوع دفاع و تقويت از حق باشد، در اينجا انسان مىتواند فداكارى كرده و جان خود را بر سر اين كار بگذارد، همانطور كه حق دارد از اين، صرف نظر كرده و جان خويش را حفظ نمايد.
اما در موردى كه تقيّه موجب ترويج باطل و گمراه ساختن مردم، و تقويت ظلم و ستم مىگردد تقيّه حرام و ممنوع است؛ بايد در اين گونه موارد از خود گذشتگى به خرج داد و از هر گونه خطرى در اين راه استقبال كرد.
از آنچه گفته شد حقيقت معناى تقيّه و عقيده منطقى شيعه در اين زمينه همچون آفتاب روشن گرديد. [٣] در ضمن اين نكته را بايد خاطرنشان ساخت كه اگر تقيّه در خور ملامت و سرزنش است، اين ملامت و سرزنش را بايد نسبت به آن اشخاصى كرد كه آزادى عقيده را از شيعه سلب نموده و آنها را مجبور به تقيّه مىسازند نه نسبت به شيعه، آنها در خور ملامتند نه اينها!
[١]. اسباب النزول واحدى، ص ١٩٠؛ تفسير بغوى، ج ٣، ص ٨٦؛ تفسير فخر رازى، ج ٢٠، ص ١٢١؛ تفسير بيضاوى، ج ٣، ص ٤٢٢؛ تفسير ابوالسعود، ج ٥، ص ١٤٣
[٢]. ر. ك: رسالة فى التقية از شيخ انصارى، ص ٣٢٠ (ضمن مكاسب چاپ تبريز به طبع رسيده است)
[٣]. نگارنده در كتاب «رهبران بزرگ» به مناسبت بحث معصوم بودن انبيا بحث مشروحى درباره «تقيّه» نمودهاست علاقهمندان مىتوانند براى توضيح بيشتر اين موضوع به آنجا مراجعه نمايند. (رهبران بزرگ، ص ٢٤٨؛ اعتقاد ما، ص ١٠١)