پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - توجيه استناد صفات متضاد به قلب
و تجزيه و تحليل علمى به وسيله آن انجام مىپذيرد؛ چنانكه خداوند تعقل و انديشيدن را ويژگى قلب معرفى مىكند:
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَْرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها...؛[١] آيا در زمين گردش نكردهاند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند؟
٢. دريافتهاى شهودى و حضورى از سوى قلب حاصل مىگردد. اين دريافتها از ادراك و علم حصولى متفاوت است و در گزارههاى دين، گاه بر فرايند شهود و دريافت حضورى قلب «رؤيت» اطلاق گرديده است. امير مؤمنان(عليه السلام) در بيان اين ويژگى قلب مىفرمايند:
لاَ تُدْرِكُهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الْعَيَانِ وَ لَكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الاِْيمَانِ؛[٢] چشمها او را چون اجسام درنيابند، اما دلها در پرتو ايمان راستين او را دريابند.
٣. سومين كاركرد قلب، مركز بودن قلب براى احساسات و عواطف است. پس از شناخت كاركردهاى سهگانه قلب، روشن مىگردد كه منظور از قلب سالم و زنده، قلبى است كه از تفكر و دانش مطلوب و صحيح برخوردار گردد و همچنين داراى دريافتهاى حضورى و شهودى و دست كم برخوردار از قابليت و استعداد براى شهود روحانى باشد. نيز احساسات و عواطف سازنده و مطلوب داشته باشد؛ چه اين كه احساس كينه يا احساس دشمنى با ديگران نيز گرچه احساس هستند، ناپسند و نامطلوب شمرده مىشوند. به تعبير ديگر، قلب مطلوب و سالم، قلبى است
[١] حج (٢٢)، ٤٦. [٢] نهجالبلاغه (صبحى صالح)، خطبه ١٧٩.