پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٥ - خاستگاه و انگيزه رهبانيت و انزواطلبى
به دين و ارزشهاى دينى اهميت نمىدهند و گرچه دين را قبول دارند، به دليل دلبستگى و علاقه به دنيا، معيارهاى دينى را در رفتارشان رعايت نمىكنند. اين دسته گاه رسماً به نادرستى رفتارشان اعتراف مىكنند، ولى گاهى با اين كه مىدانند رفتارشان نادرست است، اما به توجيه آنها مىپردازند و مىكوشند رفتارشان را نيكو و پسنديده جلوه دهند.
اكنون با توجه به اين كه اكثريت جامعه صالح و داراى رفتار درست نيستند و انسانهاى شايسته اندكاند، كسى كه مىخواهد نيكوكار باشد و بر اساس موازين الاهى رفتار كند و هدفش تقرب به خدا است، سه راه فراروى خويش دارد: راه اول اين كه جز براى امور حياتى و در حد ضرورت از جامعه فاصله گيرد و ارتباط او با جامعه بسان كسى باشد كه براى زنده ماندن ناچار شده مردار بخورد. راه دوم آنكه با همه افراد جامعه ارتباط برقرار كند و در عين حال مواظب باشد آلوده انحرافات و مفاسد نگردد. راه سوم و بهترين راه آن است كه دست به گزينش بزند و در درجه اول با افراد صالح ارتباط و معاشرت داشته باشد و ارتباط او با ديگران جنبه ثانوى و در حد ضرورت باشد؛ يعنى ارتباط او با اكثريت افراد جامعه با هدف ارشاد، تعليم و هدايت آنها باشد.
خاستگاه و انگيزه رهبانيت و انزواطلبى
چنانكه تاريخ گواهى مىدهد و در آيات و روايات نيز ذكر شده، اصحاب و ياران حضرت عيسى(عليه السلام)، رهبانيت و انزواى از جامعه را برگزيدند و با تلقى رهبانيت به عنوان ارزش، كوشيدند كه هرچه بيشتر از