پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - مفهوم ترس
پس از آنكه روشن شد ترس از انفعالات نفسانى و واكنش طبيعى و غير ارادى به خطر و هر چيزى است كه زيانى را متوجه انسان مىسازد، روشن مىگردد كه «ترس» با «ترسو بودن» متفاوت است؛ چون ترسو بودن، صفت و ملكهاى است كه شخص در خود پديد مىآورد و منشأآن راحتطلبى و عافيتخواهى است و از اين نظر اخلاقاً ناپسند است. شخص ترسو چون جرأت تحمل سختىها و روبهرو شدن با خطر را ندارد، از انجام كارهاى مهم و وظايف اجتماعى خويش ـ كه با مشكلات و سختىها عجين هستند ـ خوددارى مىكند. حتى ممكن است شخص ترسو براى گريز از خطر اندك، به انجام كارى كه منفعت فراوانى براى او دارد اقدام نورزد.
در عربى بر شخص ترسو «جبان» كه از «جُبن» اشتقاق يافته اطلاق مىشود و در مقابل آن، واژه «شجاع» است كه صفتى است پسنديده. با توجه به اين كه در عربى واژه «جبن» و «خوف» معناى يكسانى ندارند، معناى «خائف» با معناى «جبان» متفاوت است و از اين نظر، بر شخص ترسو واژه جبان كه ملكهاى است ناپسند اطلاق مىگردد، اما به كسى كه حالت ترس به او دست مىدهد، واژه خائف گفته مىشود. بر اين اساس، در عربى خلط و اشتباهى بين معناى جبان و خائف پديد نمىآيد. اما در فارسى واژه «ترسو» با واژه «ترسنده» گرچه از نظر معنا متفاوتاند و اوّلى بر كسى اطلاق مىشود كه داراى ملكه و صفت ناپسند اخلاقى ترسو بودن است، و دومى به كسى گفته مىشود كه حالت انفعالى ترس را به صورت طبيعى و غير ارادى از خود بروز مىدهد و ارزشگذارى اخلاقى ندارد؛ اما از آن رو كه در منشأ اشتقاق كه «ترس» است با يكديگر مشتركاند، بين آن دو خلط و اشتباه صورت مىپذيرد.