پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨ - ١ مفهوم قلب و نقش آن در آموزه هاى دينى
لغوى آن، يعنى عضو مادى و صنوبرى شكل درون سينه نيست، بلكه به معناى مركز ادراكات، عواطف و احساسات است و از اين جهت، قرآن براى قلب دو ويژگى بيان مىكند. ويژگى اول، همان آگاهى، علم و شناخت است كه هم شناخت حصولى و هم كشف و شهود حضورى را دربر مىگيرد. ويژگى دوم، تمايلات، احساسات و عواطف است. قرآن در تبيين ويژگى اول مىفرمايد:
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَْرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها...؛[١] آيا در زمين گردش نكردهاند، تا دلهايى داشته باشند كه با [آن حقايق] را دريابند.
درباره ويژگى دوم مىفرمايد:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ...؛[٢] مؤمنان همان كسانى هستند كه چون خدا ياد شود دلهايشان بترسد.
در قرآن، كلمه «فؤاد» مترادف با قلب به كار رفته است و از اين روى، شهود، شناخت حصولى، تمايلات و عواطف بدان نسبت داده مىشود. از جمله خداوند درباره منشأ بودن فؤاد براى شهود و علم حضورى مىفرمايد:
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى؛[٣] آنچه را دل ديد انكار[ش] نكرد.
بىترديد رؤيت و مشاهده در اين آيه، مشاهده حسى، نظير رؤيت و مشاهده با چشم سر نيست؛ بلكه چون فؤاد امرى معنوى و غير حسى
[١] حج (٢٢)، ٤٦. [٢] انفال (٨)، ٢. [٣] نجم (٥٣)، ١١.