پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٦ - ضرورت اعتقاد به توحيد و حاكميت خداوند بر عالم
مىكند. مطلب اول، اعتقاد به توحيد ناب و استناد همه امور به اراده و تدبير الاهى، و نيز برتر بودن خدا بر مخلوقات و از جمله بر انسانها است. روشن است كه منشأ بسيارى از انحرافهايى كه در اقوام گذشته پديد آمد و باعث مفاسد گسترده و فراوانى گشت و در نتيجه هلاكت آن اقوام را در پى داشت، اعتقاد نداشتن به توحيد حقيقى بود. آنان در كنار اعتقاد به «الله»، به «ارباب» نيز اعتقاد داشتند و بسيارى از امور و حوادث را به آنها استناد مىدادند و به پرستش آنها مىپرداختند. به تعبير ديگر، همانطور كه آنان براى الله مقام ربوبيت قائل بودند و او را سزاوار پرستش مىدانستند، براى غير خدا نيز مقام ربوبيت قائل بودند و غير خدا را نيز سزاوار پرستش مىدانستند و اين اعتقاد فاسد، منشأ مفاسد فراوانى در اعتقاد، فكر، اخلاق و رفتار آنان گشت.
قرآن درباره اعتقاد مشركان به ارباب و دليل پرستش آنها مىفرمايد:
وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللهِ زُلْفى؛[١] و كسانى كه به جاى او [خداوند ]دوستانى براى خود گرفتهاند [به اين بهانه كه] ما آنها را فقط براى اين مىپرستيم كه ما را هرچه بيشتر به خدا نزديك گرداناند.
چنانكه ملاحظه مىشود، مشركان، منكر خدا و خالقيت او نبودند و چون ارباب و بتها را وسيلهاى براى تقرب و نزديك شدن به خدا مىدانستند، به عبادت و پرستش آنها مىپرداختند. در آيه ديگر، خداوند درباره پرستش غير خدا از سوى مشركان مىفرمايد:
[١] زمر (٣٩)، ٣.