پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٦ - بازتاب اعتقاد به ارتباط با خدا و بندگى او
متذكر مىگردد. در پند اول مىفرمايد: اى موسى! تو بنده من هستى و من خداى تو هستم و با اين عبارت، آن حضرت را متوجه رابطه انسان با خدا مىكند. قابل درنگ و تأمل است كه خداوند در مناجات با پيامبر و فرستاده خود در كوه طور، حضرت موسى(عليه السلام) را متوجه بندگى آن حضرت در پيشگاه الاهى مىكند. شايد در ابتدا به ذهن انسان خطور كند كه مگر حضرت موسى(عليه السلام) نمىدانست بنده خدا است كه خداوند بر مقام بندگى آن حضرت و مقام ربوبيت و الوهيت خويش تأكيد مىورزد؟ اما با تعمق و دقت بيشتر درمىيابيم كه خداوند درصدد بيان اين حقيقت است كه رابطه عبوديت و الوهيت، رابطه ناگسستنى، اصيل و جاودانه انسان با خدا است و وجود و حيات انسان، رهين اين رابطه است و توجه بدان، اساس همه رفتارها، پندارها و نگرشهاى صحيح و ارزشمند انسان به شمار مىآيد. كسى كه مىخواهد در مسير كمال و تعالى گام بردارد و به ساحل امن سعادت و نيكبختى برسد، ناگزير است با همه وجود باور داشته باشد كه سراسر وجود او از خدا است و او بنده و مملوك خدا است و از خويش چيزى ندارد و سر و كارش فقط با مالك هستى است. توجه به بندگى انسان و ربوبيت خداوند، گوياى ارتباط ذاتى، حقيقى و اصيل انسان با خدا است؛ گرچه انسان از اين حقيقت نابْ غافل است.
توجه به رابطه انسان با خدا و اهميت و نقش آن در حيات معنوى و مادى انسان، ما را به اين واقعيت رهنمون مىسازد كه ريشه همه انحرافها و لغزشهاى انسان ـ از لغزشهاى كوچك نظير انجام مكروهات و گناهان صغيره گرفته تا انجام گناهان كبيره و تا جنگ با خدا