پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٢ - مفهوم ترس
برگزيدهاند. پس نه فقط از انجام فساد و گناه پشيمان نمىشوند، بلكه آن را عامل رفاه، آسايش و فزونى نعمتها مىدانند و با اين احساس كه عقوبت و عذابى در كار نيست، با خيالى آسوده به انجام گناهان بيشتر دست مىيازند. اما در هنگامهاى كه آنان در غفلت محض به سر مىبرند و نمىدانند گرفتار مكر الاهى شدهاند، عذاب كوبنده الاهى آنان را غافلگير مىسازد و در هم مىكوبد و آنگاه آنان مىبينند كه راهى براى توبه و جبران كردار زشتشان وجود ندارد. خداوند درباره عذاب استدراج مىفرمايد:
وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأَِنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ؛[١] و البته نبايد كسانى كه كافر شدهاند تصور كنند كه به ايشان مهلت مىدهيم براى آنان نيكو به نفعشان است؛ ما فقط به ايشان مهلت مىدهيم تا بر گناه [خود] بيفزايند و [آنگاه] عذابى خفّتآور خواهند داشت.
در جاى ديگر خداوند مىفرمايد:
فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْء حَتّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛[٢] پس چون آنچه بدان پند داده شده بودند، فراموش كردند، درهاى همه چيز را بر آنان گشوديم، تا چون بدانچه داده شدند شادمان گشتند، ناگهان بگرفتيمشان، پس همان دم [از نجات و رحمت] نوميد شدند.
[١]آل عمران (٣)، ١٧٨.
[٢]. انعام (٦)، ٤٤.