پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٩ - مفهوم ترس
پس از اين مقدمه، درباره ترسى كه انسان در ايجاد آن نقش دارد و با مقدمات و تمهيداتى كه از سوى او انجام مىپذيرد تضعيف يا تقويت مىگردد، سه پرسش مطرح مىشود كه بايد بدانها پاسخ دهيم.
پرسش اول: با توجه به اين كه ترس براى انسان خوشايند نيست و روانشناسان به نكوهش ترس پرداختهاند و آن را باعث بر هم خوردن آرامش و آسايش انسان دانستهاند، چرا در قرآن و روايات فراوان، از خشيت، خوف و ترس از خدا سخن رفته است؟ آيا اصولا ترسيدن پسنديده است تا ترس از خداوند و عذاب او مطلوب و پسنديده پنداشته شود؟
پاسخ: گفته شد كه ترس، بهخودى خود و به عنوان حالت طبيعى و انفعالى نفسانى، نه خوب است نه بد و اخلاقاً ارزشگذارى نمىشود.
اما مطلوب و پسنديده بودن مقدمات، زمينههاى اختيارى ترس، تضعيف، تقويت يا تداوم آن، در گرو هدف و نتيجهاى است كه بر آنها مترتب مىشود و بايد ديد كه متعلق آن ترس چيست. صرفنظر از جنبههاى معنوى، گاهى ترسْ مطلوب است و انسان بايد از خطرهايى كه سلامت و زندگى او را تهديد مىكند بپرهيزد و در موارد لازم، حزم و احتياط داشته باشد. به هيچوجه تهور و بىپروا به استقبال هر خطرى رفتن پسنديده نيست و كسانى كه اهل ماجراجويى هستند و بى محابا خود را به آب و آتش مىزنند و به ورطههاى خطر وارد مىشوند، از سلامت روانى و عقل كافى برخوردار نيستند. پس در مواردى كه نتيجه و هدف شايستهاى براى ترس وجود دارد، تقويت و ايجاد