پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٧ - خاستگاه و انگيزه رهبانيت و انزواطلبى
اما وجود راهبانى كه بيست يا سى سال در دير زندگى كنند و در طى آن مدت از دير خارج نشوند و هيچ اطلاعى از عالم نداشته و با هيچ كس معاشرت نداشته باشند، عجيب و دور از تصور مىنمايد. طبيعى است انگيزه آنها از اين كار، تظاهر و خودنمايى نيست؛ چون در اجتماع مردم حاضر نمىشوند و كسى ايشان را نمىبيند و نمىشناسد تا بخواهند تظاهر و خودنمايى كنند. تشخيص آنان اين است كه براى تقرب به خدا و اجراى صحيح آيين مسيحيت، بايد به رهبانيت و دورى از دنيا روى آورد.
افزون بر گرايش به رهبانيت در بين پيروان حضرت مسيح(عليه السلام)، در بين مسلمانان نيز عدهاى به رهبانيت، عزلتگزينى و دورى از دنيا گرايش دارند و انديشه انزواى از اجتماع را ترويج مىكنند. برخى از فرقههاى انحرافى و متصوفه نيز در عمل و انديشه، انزواگزينى از اجتماع را ترويج مىكنند و بدين وسيله از زير بار مسؤوليتهاى اجتماعى، سياسى و عمل به وظايف خويش در برابر ديگر مسلمانان و مقابله با دشمنان اسلام شانه خالى مىكنند. آنها نه فقط در عرصههاى جهاد علمى و فرهنگى و جهاد با دشمنان اسلام كه كيان اسلام را تهديد مىكنند وارد نمىشوند، بلكه با ارائه چهره واژگونه از اسلام، عملا همسوى با دشمنان، به مقابله با كيان اسلام برخاستهاند. اين عده براى توجيه مرام خود، به برخى از روايات، از جمله رواياتى كه درباره شرايط آخرالزمان وارد شده (و در آنها توصيه شده كه براى مصون ماندن و آلوده نشدن به انحرافات و مفاسدى كه در آخرالزمان عالمگير مىگردد، مسلمانان از اجتماع كنارهگيرى كنند) تمسك مىجويند؛ نظير آنچه از امام صادق(عليه السلام)وارد شده كه فرمودند: