پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - معيار سنجش ارزش انسان
است كه دوست مىداريم و توجه ما بدان جلب شده و دغدغه رسيدن بدان را داريم. براى مثال، كسى كه وقتى فرصتى يافت و با خود خلوت كرد، در فكر تهيه ماشينى زيبا، مجهز و با مدل بالا غوطهور مىگردد، آنگاه پيش خود مىانديشد كه از چه راهى پول آن را تهيه كنم و چگونه اقساط آن را بپردازم. طبيعى است دل چنين كسى كه آن افكار سلسلهوار به ذهنش راه مىيابد، بسان پاركينگ ماشين است كه مرتب ماشينها با رنگهاى متنوع و با مدلهاى گوناگون بدان داخل و از آن خارج مىگردند. پيشتر كه ماشين وجود نداشت، درباره كسى كه مرتب پيش خود مىانديشيد چه اسبى و مركبى تهيه كند و به استر و اسب علاقه نشان مىداد، گفته مىشد دلش طويله است!
بنابراين، كسى كه تنها دلبسته جاذبههاى دنيا است و اوهام و خيالات دنيايى ساحت دلش را فرا گرفته است و در غفلت از خداوند، جهان آخرت و نعمتهاى ماندگار معنوى به سر مىبرد، از مقام والا و متعالى انسانى كه خداوند براى بندگان خويش در نظر گرفته، بازمىماند و بسان حيوانى مىگردد كه تنها به آب و علف خويش مىانديشد. اما اگر انسان با توفيق الاهى، اوهام و افكار پوچ مادى را از ذهن خود زدود و توجهاتش را متمركز در ساحت قدس الاهى و نيل به مقامات عالى انسانى ساخت و در مسير رسيدن به اين هدف متعالى از هيچ كوششى دريغ نورزيد، ارزش وجودى او بىنهايت مىگردد و مصداق روايت «قَلْبُ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَنِ؛[١]
[١] بحارالانوار، ج ٥٨، باب ٤، ص ٣٩، ح ٦١.