پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٥ - معيار سنجش ارزش انسان
دل مؤمن عرش خدا است» مىشود. آيا انسان كه خداوند اين قدرت و قابليت را به او عنايت كرده كه مىتواند چنان اوج بگيرد كه دلش خانه و عرش خدا گردد، شايسته است در مسير انحطاط قرار گيرد تا آنجا كه حتى از حيوانات نيز فروتر گردد؟
روشن شد كه ارزش انسان در حد چيزهايى است كه به آن توجه دارد و خطورات و توجهات قلبى به انسان هويت مىبخشد. گرچه شخصيت و هويتى كه انسان در پرتو افكار، آرمانها و خواستههايش به دست مىآورد، براى افراد عادى پنهان مىماند، اما اولياى خدا كه حقايق و باطن امور برايشان آشكار گشته، مىتوانند هويت و شخصيت واقعى افراد را درك كنند و افكار آنان را بخوانند. مرحوم ملافتحعلى سلطانآبادى(رحمه الله) در زمان مرحوم ميرزاى شيرازى(رحمه الله) به نمايندگى ايشان عهدهدار امامت جماعت در سامرا گرديده بود و به تدريس تفسير و اخلاق نيز مىپرداخت. يكى از علماى بزرگ از پدرش براى من نقل كرد كه روزى در نماز جماعت مرحوم سلطانآبادى شركت داشتم و در كنار من يك نفر از عشاير استان فارس كه گيوه ملكى به پا داشت نماز مىخواند. اما در وسط نماز جماعت، نمازش را فرادا كرد و پس از انجام نماز آهسته گفت: «اين آخوند هم رفت شيره بخرد!» و كفشهايش را برداشت و رفت. پس از نماز جماعت، من پيش خود گفتم كه چرا آن شخص عامى آن سخن را گفت، ترجيح دادم كه بروم نزد مرحوم سلطانآبادى و قضيه را به ايشان بگويم.
وقتى مرحوم سلطانآبادى از آن جريان آگاه شد، فرمود: برويد او را