پندهاي الاهي
(١)
مقدمه ناشر
٩ ص
(٢)
مقدمه معاونت پژوهش
١١ ص
(٣)
جلسه اول
١٥ ص
(٤)
جلوه اطاعت از خدا و فرجام آرزوهاى طولانى
١٥ ص
(٥)
نقش آرزوهاى طولانى در قساوت و تاريكى دل
١٦ ص
(٦)
1 مفهوم قلب و نقش آن در آموزه هاى دينى
١٧ ص
(٧)
2 انحراف و قساوت قلب در قرآن
١٩ ص
(٨)
3 تأثر شديد حضرت يحيى در برابر موعظه و اندرز
٢٢ ص
(٩)
4 ضرورت پالايش دل از قساوت
٢٤ ص
(١٠)
5 تفكيك آرزوهاى مفيد از آرزوهاى نكوهيده
٢٥ ص
(١١)
حكمت پيروى از دستورات الاهى
٢٨ ص
(١٢)
شادمانى و غضب خداوند
٣٢ ص
(١٣)
جلسه دوم
٣٥ ص
(١٤)
حيات قلب و ويژگى هاى دوستان خدا در سخن خداوند
٣٥ ص
(١٥)
تأثير خوف و خشيت از خدا بر قلب انسان
٣٦ ص
(١٦)
توجيه استناد صفات متضاد به قلب
٣٩ ص
(١٧)
ويژگى حيات مطلوب قلب
٤١ ص
(١٨)
ساده زيستى و شهرت گريزى دوستان خدا
٤٨ ص
(١٩)
مؤمن و ويژگى سرزندگى و خلوت گزينى
٥١ ص
(٢٠)
جلسه سوم
٥٥ ص
(٢١)
بازتاب اعتقاد به حاكميت و تدبير الاهى
٥٥ ص
(٢٢)
ضرورت اعتقاد به توحيد و حاكميت خداوند بر عالم
٥٥ ص
(٢٣)
قلمرو شفاعت دوستان خدا
٥٩ ص
(٢٤)
خردى و كوچكى مخلوقات در پيشگاه خداوند
٦٤ ص
(٢٥)
ضرورت هوشيارى انسان در قبال حيله هاى نفس
٦٦ ص
(٢٦)
معيار مشورت با ديگران
٧١ ص
(٢٧)
جلسه چهارم
٧٣ ص
(٢٨)
ساز و كارهاى اساسى روابط اجتماعى در سخن خداوند
٧٣ ص
(٢٩)
ضرورت ارتباط با افراد و جامعه صالح
٧٣ ص
(٣٠)
ضرورت زدودن سرمستى دل با خشيت از خدا
٤٤ ص
(٣١)
خاستگاه و انگيزه رهبانيت و انزواطلبى
٧٥ ص
(٣٢)
تعيين حد و مرز ارتباط با ديگران
٧٨ ص
(٣٣)
تأثير نامطلوب معاشرت با منحرفان و نااهلان
٨٢ ص
(٣٤)
شرايط اساسى معاشرت با مردم
٨٥ ص
(٣٥)
الف) رعايت آراستگى ظاهرى و باطنى
٨٥ ص
(٣٦)
ب) هدايت معنوى و داورى بين مردم
٨٧ ص
(٣٧)
ثبات و تغييرناپذيرى كليات احكام شرايع
٩١ ص
(٣٨)
جلسه پنجم
٩٥ ص
(٣٩)
ارتباط با خدا، دنياخواهى و بنده نوازى در سخن خداوند
٩٥ ص
(٤٠)
بازتاب اعتقاد به ارتباط با خدا و بندگى او
٩٥ ص
(٤١)
محترم شمردن فرودستان و بنده نوازى در سخن خداوند
٩٩ ص
(٤٢)
بى مقدار شمردن ثروت دنيا و حسرت نخوردن بر آن
١٠٢ ص
(٤٣)
نسبت فزون طلبى مادى با قانون استدراج
١٠٥ ص
(٤٤)
ياد خاشعانه خداوند و اميد به رحمت او
١٠٩ ص
(٤٥)
جلسه ششم
١١٣ ص
(٤٦)
دستاورد ذكر در سخن خداوند
١١٣ ص
(٤٧)
نسبت رفتار با ايمان و باورهاى انسان
١١٤ ص
(٤٨)
نسبت ايمان با علم و معرفت
١١٦ ص
(٤٩)
مفهوم ذكر و تأثير آن بر رفتار
١١٧ ص
(٥٠)
مراتب ذكر و اطمينان به خدا
١٢٠ ص
(٥١)
هدايت ناپذيرى دنياپرستان و دشمنان خدا
١٢٢ ص
(٥٢)
معيار سنجش ارزش انسان
١٢٣ ص
(٥٣)
جلسه هفتم
١٢٩ ص
(٥٤)
جلوه هاى رفتارى بندگى خدا و اعتقاد به توحيد
١٢٩ ص
(٥٥)
دعوت به توحيد و پرستش خدا سرآغاز دعوت پيامبران
١٣٠ ص
(٥٦)
پرستش، مجراى بهره مندى از رحمت خاص الاهى
١٣٤ ص
(٥٧)
بازتاب باور مقام بندگى خداوند در رفتار انسان
١٣٦ ص
(٥٨)
اخلاص و نيت الاهى مقوّم عبادت خدا
١٣٨ ص
(٥٩)
جلسه هشتم
١٤٥ ص
(٦٠)
مفهوم و ضرورت ترس از خدا
١٤٥ ص
(٦١)
مفهوم ترس
١٤٦ ص
(٦٢)
جلسه نهم
١٦٣ ص
(٦٣)
ارتباط با خداوند و عدم درخواست از ديگران
١٦٣ ص
(٦٤)
ارتباط با خدا در قرآن و روايات
١٦٤ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص

پندهاي الاهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - معيار سنجش ارزش انسان

بياوريد. ما اين طرف و آن طرف دنبال او گشتيم، اما او را نيافتيم و نزد مرحوم سلطان‌آبادى برگشتيم. آن مرحوم با دست به سر خودش زد و نشست و گريه كرد و گفت: آن شخص راست گفت و جريان از اين قرار است كه شب‌هاى جمعه در منزل ما از مهمانى پذيرايى مى‌كنيم، و طبق معمول امشب نيز ما مهمان داريم و براى آن‌ها كته تهيه كرده‌ايم، اما نتوانستيم خورشت تهيه كنيم. وقتى من مشغول نماز شدم، به فكرم رسيد كه چون زيبنده نيست كته بدون خورشت در برابر مهمان بگذاريم، بهتر است قدرى شيره تهيه كنم و به جاى خورشت كنار كته بگذاريم. اين همان فكرى بود كه در وسط نماز در ذهن من راه يافت و آن مسافر شيرازى از آن آگاه گرديد و گفت: آخوند رفته است شيره بخرد!

   با توجه به اين كه توجه به ماديات از قدر و منزلت انسان مى‌كاهد و او را بى‌مقدار و بى‌ارزش مى‌سازد، بايسته است كه در درجه اول، دل را به ياد خدا مشغول سازيم و در درجه دوم بكوشيم ياد و ذكر خدا در ما سطحى و چون موجى آرام بر روى آب نباشد، بلكه آن ذكر، عميق و همراه با خشوع و خضوع باشد. طبيعى است كه وقتى انسان از عمق دل با خداوند ارتباط يافت، آن ارتباطْ دل انسان را به عرش خدا تبديل مى‌كند. كسى كه در سايه تلاش و عنايت الاهى به اين سرمايه و كيمياى ارزشمند دست يافته، بايد در حفظ آن بكوشد و نگذارد خيالات و وسوسه‌هاى شيطانى در دل او راه يابند و سرمايه ارزشمند ياد و توجه خدا را از او بستانند. او بايد بداند كه به جاى انحطاط و آلوده ساختن دل به مسائل پست و حقير، به نعمت و سرمايه ياد و ذكر خدا دست يافته كه وسيله نيل