حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٣ - ارزیابی ناقلان حدیث و خاستگاههای آن در کتب رجالی شیعه

نمونه‌ای از چنین توثیقی در این عبارت نجاشی آمده است: «خاندان ابوشعبه دارای جایگاهی در کوفه بوده و همگی ثقه‌اند.»[١١٧] آنجا که نجاشی به بحث از صداقت محمدبن‌حسن بن ابی‌صراح می‌رسد، می‌گوید: «خاندان رواسی (که محمد از آن‌هاست) همگی ثقه‌اند.»[١١٨]

تعیین معیارهای به‌کاررفته در ارزیابی‌های شیخ‌طوسی و نجاشی دشوار است، چراکه آنان منابع و دلایل ارزیابی‌های خود را ذکر نکرده‌اند. ممکن است توثیقات ایشان بر پایه گزارش‌های متقدم باشد که در متون یادشده مزبور نقل شده‌اند. غیر از این کتاب‌ها، آنان بیشتر بر قرائنی تکیه و اعتماد کرده‌اند که با آن‌ها بتوانند وضعیت رجال را حس کنند.

انواع گوناگونی از قرائن ممکن است در دست‌رس آنان بوده باشد:

—رجالیون برخی اطلاعاتشان را از مشایخ روایت خود به‌دست آورده‌اند، که این اطلاعات از طریق سماع مستقیم توثیقات نقل شده‌اند.

—ممکن است جزئیات مربوط به وثاقت اصحاب از اطلاعات رایج در بین رجال‌شناسان آن دوران، استنتاج شده باشد. گرایشی برای باور به استشار وجود دارد؛ عقیده‌ای که عادتاً نمی‌تواند سندیت داشته باشد.

—ممکن است نویسندگان کتب رجالی، تشخیص خود درباره افراد خاص را از گزارش‌هایی شبیه آنچه کشّی نقل کرده، استنباط کرده باشند. هم‌چنان‌که به نظر می‌رسد، برداشت آنان از چنین گزارش‌هایی می‌تواند موجب بروز اختلافات در میان آنان باشد.

—قرائن در دست‌رس محققان متقدم، شامل عناصر دیگری نیز بوده است؛ مانند: تعداد روایات نقل‌شده توسط یک راوی، این‌که آیا جزء اصحاب اجماع است یا خیر،[١١٩] از


[١١٧]. رجال(نجاشی)، ص١٦٠.

[١١٨]. همان، ص٢٢٧.

[١١٩]. کشّی وقتی به بررسی یاران ائمه می‌پردازد، در سه مورد مجزا، فقهای برجسته آن دوره را ذیل عنوان «تسمیة الفقهاء من اصحاب [الائمة]» نام می‌برد. او در هر مورد بیان می‌کند که توده اصحاب با این گروه در فقه هماهنگ و موافق بودند (و انقادوا لهم بالفقه). او صراحتاً به تصدیق یا اجماعی اشاره دارد که جامعه شیعه در مورد وضعیت فقهای برجسته به آن دست یافته است. به نظر جعفر سبحانی، بدون این شخصیت‌های برجسته، فقه شیعه پایه‌ای نمی‌داشت که بتواند بر آن تکیه کند؛ ر.ک: کلیات، ص ١٧٧.