انسان شناسى

انسان شناسى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢

در مورد نظريه خود سرسختانه پافشارى مى‌كنند. آنان درباره حقيقت روح مى‌گويند: «غرض از روح خواصّ معين از تشكّل مخصوص ماده است.» «١» ارانى با توضيح بيشتر در جاى ديگر مى‌گويد؛ «اگر اجزاى ماده رابطه زمانى و مكانى مخصوص نسبت به هم پيدا كنند، صاحب روح مى‌شوند و روح عبارت از همان رابطه اجزاء مادّه صاحب روح است.» «٢» فيلسوفان الهى و جمعى از متكلمان به تجرد روح و نفس معتقدند كه حق با ايشان بوده، و دلايلى چند از قرآن و عقل به آن دلالت مى‌كند. تجرّد ادراك‌ ما مى‌دانيم كه در امور مادى اگر بخواهيم چيزى را به ظرف چيز ديگر قرار دهيم، لازم است ظرف از مظروف خود بزرگتر يا مساوى آن باشد تا بتواند مظروف را در خود جاى دهد، زيرا هرگز نمى‌توان شئ بزرگتر را در شئ كوچكتر جاى داد. فرض كنيد كه در مقابل منظره زيبايى ايستاده‌ايد، درختان سر به فلك كشيده و گلهاى رنگارنگ چشم شما را خيره كرده، صفحه آسمان نيلگون، زيبايى ديگرى به محيط بخشيده و استخر بزرگى كه ماهيهاى خوش نقش و نگارى در آن شناورند، در كنار شما جاى گرفته است و ما اين همه موجودات را تصور مى‌كنيم، صورت آنها در كجاى مغز ما جاى مى‌گيرد؟! با اينكه مجموع مغز و سلولهاى آن و سلسله اعصاب مربوط به آن بمراتب از تصاوير درك شده كوچكتر است و اگر اين صورتها در