بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٣٧
خداوند به پس انداز كنندگان طلا و نقره كه آنها را در راه او انفاق نمىكنند، وعيد جهنم و عذاب دردناك مىدهد. «١» و نيز از آنجا كه اسراف و تبذير سبب از ميان رفتن حقوق ديگران بوده و مخالف عدالت است، خداوند مسرفان را برادران شياطين معرفى مىكند. «٢» از نظر اسلام فعاليتهاى اقتصادى جامعه اسلامى نبايد به شكافهاى بزرگ طبقاتى و اقتصادى منتهى گردد؛ زيرا اين مسأله علاوه بر ضديت با اصل عدالت، وحدت، الفت و اخوت، جامعه را نيز مخدوش مىسازد و از همين رو اسلام به شدت با حاكميت سرمايه و سرمايهدارى (كاپيتاليزم) كه در جامعه مدنى غربى رواج دارد، مخالف است تا آنجا كه امير مؤمنان (ع) تواضع در مقابل ثروتمند را- به خاطر ثروت وى- موجب از دست رفتن دو سوم دين شخص دانسته و مىفرمايد:
مَن أتى غَنِيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ، ذَهَبَ ثُلثا دينِهِ. «٣» هر كس به خاطر ثروت ثروتمندى به وى تواضع كند، دو سوم دينش از بين مىرود.
آيات، روايات و سيره پيشوايان اسلامى بر اصل عدالت اقتصادى دلالت اكيدى دارد كه از پرداختن تفصيلى به آنها صرف نظر مىكنيم.
٦- ٢- ٣. برابرى و مساوات فطرى: هرچند جامعه مدنى غربى مدعى برابرى همگانى و عمومى است، اما حقيقت آن است كه اين اصل در ديدگاه اسلام و جامعه اسلامى از هويت و عمق ويژهاى برخوردار است، به گونهاى كه مىتوان گفت مساوات و برابرى در دو جامعه اسلامى و جامعه مدنى غربى صرفاً اشتراك در لفظ دارند.
اصل برابرى در جامعه مدنى غربى و حتى از همان ابتداى پيدايش آن در دولت شهرهاى يونان به گونهاى تفسير شده است كه نظام سياسى به كمك قانون آن را تأمين مىكند. به بيان ديگر، در فرهنگ جامعه مدنى غربى از برابرى تكوينى و فلسفى مردم سخنى به ميان نيامده است؛ اما نهادهاى سياسى- اجتماعى برابرى را به عنوان يكى از «حقوق اجتماعى»