بررسى تطبيقى جامعه اسلامى و جامعه مدنى - خطیبی کوشکک، محمد - الصفحة ٢٦
د- مديريت و كارآمدى: در صورتى كه شخصى مؤمن، متقى، امين و متعهد بوده و از علم و تخصص هم بهرهمند باشد، اما از لحاظ مديريت، قوى نباشد، چون نمىتواند توفيقى در پيشبرد امور و تحقق اهداف جامعه اسلامى داشته باشد، نبايد مسئوليتهاى كليدى جامعه را بپذيرد.
وجود توانايى لازم براى اداره امور، تنها از جنبه روحى يعنى قاطعيت و شجاعت در تصميمگيرى و اراده قوى در مواجهه با معضلات كافى نيست، بلكه از لحاظ جسمى هم بايد توانا باشد. اين نكته امرى كاملًا طبيعى و عقل پسند است و سيره پيامبر اكرم نيز بر آن دلالت دارد. رسول گرامى اسلام (ص) با تمامى احترام و ارزشى كه براى ابوذر (رض) قائل بود، ايشان را براى اداره امور اجتماعى ضعيف و ناكارآمد مىدانست:
إنَّ أبى ذَرّ قالَ: قُلْتُ يا رَسُولَ اللّهِ أَلا تَسْتَعْمِلينَ؟ فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلى مِنْكَبى ثُمَّ قالَ: يا أباذرّ، أنَّكَ ضَعيفٌ وَإِنَّها أَمانَةٌ، وَإِنَّها يَوْمُ الْقِيامَةِ خِزْىٌ وَنِدامَةٌ، إِلَّا مَنْ أَخَذَها بِحَقِّها وَأدَّى الَّذى عَلَيهِ فيها. «١» ابوذر (رض) گفت: به پيامبر (ص) گفتم مرا به كارى نمىگمارى؟ پس حضرتش با دست بر شانه من زد و فرمود: اى ابوذر، تو ناتوان هستى، و آن (مسئوليت) امانت است و در روز قيامت رسوايى و ندامت، مگر براى كسى كه به حق و شايستگى بدان بپردازد و حقوق و وظايفش را ادا كند.
٤- ٢- ٣. نقش مردم در سرنوشت خود و جامعه: درباره نقش مردم در تعيين سرنوشت خود و جامعه دو ديدگاه عمده وجود دارد:
الف- منشأ حاكميت تنها خداوند سبحان است و مردم هيچ نقشى در حكومت و تعيين سرنوشت جامعه ندارند، نه در مشروعيت و نه در مقبوليت نظام؛ ب- منشأ حاكميت فقط مردم هستند مشروط بر آنكه كارگزاران منتخب مردم و احكام و قوانين جامعه بر اساس قانونى باشد كه خداوند نازل كرده است.